معرفت وعشق دو عامل اساسی در وصول به پروردگار
14آمد پیش رسول خدا و عرض کرد یا رسول اللَه چطور است وقتی که ما خدمت شما هستیم اصلاً حال و هوایمان یک طور دیگر است انگار نه انگار زنی داریم نه فرزندی داریم نه تعلقی داریم نه دکّانی داریم نه ملکی داریم نه کسی داریم، اصلاً با شما هستیم یک طور دیگر هستیم خیلی راحت میتوانیم هر چه در جیبمان هست بدهیم خیلی راحت دست در جیب میکنیم خیلی راحت انفاق میکنیم خیلی راحت میتوانیم از تعلقات بگذریم وقتی با شما نشستیم امّا همین که میرویم بیرون، یک ساعت دو ساعت با این و آن، آن حال را نداریم حالا که میخواهیم دست به جیب کنیم یک خورده همچین سفت میرود در جیب! حضرت فرمودند: اگر بر این حالت چهل روز باقی بمانید ملکوت آسمان و زمین را میبینید. خب شما در یک روضة سیدالشهدا شرکت میکنید دریک مجلس مصیبت حضرت شرکت میکنید اسم حضرت حال آن حضرت حال شما را تغییر میدهد همان موقع اگر یک فردی مراجعه بکند بگوید آقا پنجاه هزار تومان من قرض میخواهم فوراً به او میدهید امّا همین که میگذرد دو روز میگذرد میروید بیرون اینطرف آنطرف میگویید حالا فکر کنم ببینم میتوانم؟ خب حالات انسان متفاوت است انسان میتواند خودش را محک بزند. مرحوم آقا میفرمودند خودتان را محک بزنید ببینید عشق و علاقه تان به راه خدا و به خدا از سال گذشته بیشتر شده یا کمتر؟ از ماه قبل بیشتر شده یا کمتر است؟ از شش ماه قبل بیشتر است یا کمتر است؟ خودتان را محک بزنید خودتان را آزمایش کنید. اگر میبینید نه! سال گذشته بهتر میتوانستید از مطالب بگذرید بهتر میتوانستید موانع را پشت سر بگذارید بهتر میتوانستید با موانع و صوارف مقابله کنید ولی الآن نه، به فکر بیفتید چه شده در این یک سال؟ کارهایتان را مرور کنید حالاتتان را بررسی کنید چرا؟ چون معیار در دست هست، در دستمان این معیار را قرار دادند.

