اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معرفت وعشق دو عامل اساسی در وصول به پروردگار

15920
سال 1426

معرفت وعشق دو عامل اساسی در وصول به پروردگار

13
  • یک وقتی یک شخصی بالاتر از این، یک وقتی یکی بالاتر از این، یک وقت یک نفر می‌آید برای انسان کار می‌کند اصلاً می‌گوید من حقوق نمی‌خواهم من مزایا نمی‌خواهم من مال نمی‌خواهم من خودم را وقف طلق شما کردم، هیچی نمی‌‌خواهم، زندگیت از کجا می‌گذرد؟ از هر جا گذشت. پول از کجا در می‌آوری؟ از هر جا که بود. برای چه می‌‌خواهی؟ می‌گوید من اصلاً دوستت دارم، من علاقه به تو دارم، من می‌خواهم اصلاً پیش تو باشم، بگویی کار کن کار می‌کنم و آن شخص این را امتحان می‌کند تست می‌کند بالا و پایین می‌کند می‌سنجد دو سال سه سال چند سال می‌بیند نه! ‌این همین است. این اصلاً توقع ندارد از این. این اصلاً....، واقعاً آن مسئول نسبت به‌این چه حالی پیدا می‌کند؟ همین فقط صد هزار تومان حقوق می‌دهد؟ یا نه آنرا به خود نزدیک می‌کند مورد علاقه اش قرار می‌دهد توی خانه اش می‌برد کلید کارخانه را به او می‌دهد اسرار کارخانه را به او می‌دهد دفتر را می‌دهد دست او، دستک را می‌دهد دست او، فرض بکنید که کارهای اشخاص را، شاغلین را، اینها را می‌دهد در اختیار او، می‌بیند این اصلاً حسابش فرق می‌کند. این مسأله چیست؟ این مسأله به محبت برمی‌گردد. محبت اتحاد می‌آورد.

  • امام سجاد علیه السلام می‌فرماید: گرچه من معرفت بر تو دارم خدایا، و این معرفت غیر از تو در دل من کس دیگری را باقی نگذارد ولی بدون محبت من نمی‌توانم بسوی تو حرکت کنم. کی این معرفت و عمل من نظر تو را جلب می‌کند؟ وقتی که تو احساس کنی این کاری که داری برای من می‌کنی چون من را دوست داری. چون مرا دوست داری و محب هستی و بین من و خودت ایجاد ربط می‌بینی آمدی داری این کار را انجام می‌دهی. اینجاست که خدا نظرش نسبت به‌این عبد برمی‌گردد. اینکه می‌گویند در سلوک الی اللَه جذبه لازم است این است معنایش. سالک مجذوب به سالکی می‌گویند که علاوۀ بر اینکه با عمل به دستورات و برنامه ها خودش را منطبق با آن راه می‌کند آن حالت جذب و محبت و عشق و علاقة به پروردگار، آنست که او را حرکت می‌دهد و به آن سمت می‌برد اگر این حالت عشق نباشد عمل کاری انجام نمی‌دهد. لذا مرحوم آقا می‌فرمودند در راه الی اللَه به عمل نگاه نکنید ببینید علاقه تان به راه چقدر شده؟ عشقشان به راهتان چقدر است؟ محبتتان به مکتبتان چقدر است؟ استقامت و پایداریتان چقدر هست؟ به آن نگاه کنید. گاهی از ایشان سوال می‌کردند آقا در بعضی از اوقات خستگی برای ما پیدا می‌شود آنطوری که باید و شاید نمی‌توانیم بپردازیم یا کسالتی پیدا می‌شود احساس رکود می‌کنیم. ایشان فرمودند نه! ملاک این نیست. ببینید از سال گذشته علاقه تان بیشتر شده یا کمتر شده؟ محبتتان به خدا بیشتر شده یا کمتر شده؟ بیشتر به خاطر خدا مایه می‌گذارید یا کمتر؟ آدم می‌تواند خودش را محک بزند دیگر. بیشتر می‌توانید بخاطر خدا بگذرید یا کمتر؟ آدم احساس این مسأله را می‌تواند بکند. خب حالات انسان متفاوت است. انسان در یک موقعیّت خاصّی قرار بگیرد گاه گاهی اتفاق می‌افتد که حالات انسان فرق می‌کند.