معرفت و محبت دو عامل اساسی در وصول به پروردگار
19این طور عمل کردن، عمل کردن طلبکارانه است، خدا خوشش نمیآید، نه خوشش میآید، نه کاری انجام میدهد، میخواهید رفقا امتحان کنید، امتحان کنید. میآیید میگویید که جناب آقای طهرانی شما اشتباه فرمودید! ما آمدیم این طوری انجام دادیم، نتیجه اش را هم بردیم. میگوییم خب علی کل حال، پس ما یک تجدید نظری میکنیم، اگر قرار بر این باشد. ولی تا به حال، این پنجاه سالی که از سن ما گذشته، هنوز تجدید نظر نکردیم توی این مطالب، ان شاء اللَه از این به بعد هم همین خواهد شد. خدا از آدم طلب کار خوشش نمیآید که بیاید بگوید من این کار را میکنم برای این. این رسم محبت نیست. در عالم محبت این مسأله راه ندارد.
وقتی یک نفر بیاید منزل شما، برای شما یک هدیهای بیاورد، یک دو کیلو میوه بیاورد، یک دو تا کمپوتی بیاورد اگر مریض است یا یک دو جلد کتابی بیاورد، یک شیشه عطری بیاورد، بعد بگوید، خلاصه در عوض یک چیزی به من بدهید، شما یک دفعه یک چیزیتان نمیشود؟ اِ! دو تا کتاب آوردی حالا چه میخواهی؟ پولش هم میخواهی میگویی آقا شما هم به ما یک چیزی بده؟ دو کیلو میوه آوردی، یک جعبه شیرینی آوردی، بعد این چه طرز صحبتی است؟ این چه تقاضایی هست؟ وقتی که خدا میخواهد بندهاش در مقابلش بایستد برای نماز، دلش میخواهد فقط بنده اش بگوید اللَه اکبر، هیچی دیگر توی ذهنش نباشد، همین، اللَه اکبر، بسم اللَه الرّحمن الرّحیم، الحمد لله، یعنی خدایا فدات شوم، قربانت بگردم، تو این طور هستی، همۀ حمدها مال تو است، همۀ نعمت ها از آن تو است. فقط باید سراغ تو آمد، دست مرا بگیر، من بدبختم، من بیچاره ام من....، ببینید! اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و الضالین، این ها همه مال چی است؟ این ها همه اش مال وادی محبت است.

