اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معرفت و محبت دو عامل اساسی در وصول به پروردگار

16503
سال 1426

معرفت و محبت دو عامل اساسی در وصول به پروردگار

13
  • یک دفعه با مرحوم آقا رفته بودیم دیدن یک مریضی که دکتر ها خیلی نا امیدش کرده بودند. خیلی حرف های خوبی می‌زد، حالش خیلی خوب شده بود. این ها همه بخاطر این بود که ناامیدش کردند. خدا پدر این دکتر ها را بیامرزد. اقلاً گاهی یک حالت توکلی برای انسان بوجود می‌آورند. ناامیدش کرده بودند، وقتی که بیرون آمدیم مرحوم آقا فرمودند: حال انقطاع خوبی داشت، اگر بماند. اتفاقاً شخص خوب شد و این ها. یک مدتی گذشت، دیدیم نه، عوض شد، دوباره همان حرف ها و چرت و پرت های سابق را شروع کرده به زدن و....، یک حرفهای دری وری و یک حرف هایی می‌زد اصلاً . انسان باید این طور باشد و فلان باشد. مرحوم آقا گفتند: دیدید گفتم. این دنیا همین است، دنیا همین است. وقتی که برای انسان انقطاع پیدا بشود، همۀ اسباب قطع بشوند، همۀ آن چیزهایی که انسان می‌توانست به آنها تکیه کند، تکیه‌گاه‌های وجودی انسان و حیات ظاهری انسان، آن تکیه‌گاه‌ها یکی یکی وقتی که از دست داد، خودش تنها ماند، حال انقطاع پیدا می‌شود، حرفش عوض می‌شود. صحبتش عوض می‌شود. و ای کاش این حالت در انسان بماند. ولی بعضی ها نه، در مرض باشند فقط یک جا توجه می‌کنند. در سلامتی باشند یک جا توجه دارند، در رخاء باشند یک جا، در شدت باشند یکجا، در ضیق باشند در یک جا، در یُسر باشند، در هر حال فکر و توجه از آنجا خارج نمی‌شود. از مبدأ خارج نمی‌شود چرا؟ چون به این مطلب رسیده، حالت خود را در حال اضطرار همین الآن فرض می‌کند. تو که فردا می‌خواهی مضطر بشوی و به‌این حال برسی، خب از همین حالا باش. از همین حالا باش. تو که فردا همۀ اتکاهایت را از دست می‌دهی، خب همین الآن به‌این مسأله فکر کن. چرا حالا می‌گذاری فردا؟ از حالا فکر کن تا فایدۀ آن را هم از حالا ببری.