معرفت و محبت دو عامل اساسی در وصول به پروردگار
10حضرت سجّاد میفرماید: معرفت ما نسبت به تو خدایا متفاوت است، درجات متفاوتی دارد. خدایا تو را خدا میدانستیم یک وقتی که اصلاً تو ما را خلق کردی و رفتی پی کارت، این یکی. این که الآن عامۀ مردم تقریباً، حالا یک مقداری خیلی بهشان امتیاز بدهیم خدا را این طوری قبول دارند که ما را خلق کرده و بعد هم دیگر رفته پی کارش، دیگر حالا چکار میکند نمیدانیم. خودمان هستیم دیگر، خودمانیم و هر کاری میخواهیم بکنیم خب این یک حدّ است، یکی این که خدا را نه، این طور هم نمیدانیم خدا را، خدا ما را خلق کرده است. خیلی جاها هم کمک کرده است، این طور از حق نگذریم یک خورده انصاف هم داشته باشیم، یک مقداری کمکمان هم کرده است بعضی جاها رفع گرفتاری کرده، یک مرض هایی هم شفا داده است، از این کار ها هم کرده است. ولی خب بالاخره همین قدر دیگر! این هم یک دستۀ دیگر، خب یک خورده توجه بیشتر میشود. یک مقدار دیگر معرفتمان میرود بالاتر میبینیم نه! عالمی هست و ملائکهای هست و بالاخره آنها هم کار انجام میدهند و آنها هم ارتباط دارند و آن اتصال بین انسان و بین پروردگار قطع نمیشود و اشراف پروردگار از انسان، آن از بین نمیرود واین دیگر مال خواص است. یک مرتبه از این بالاتر میرویم و آن این است که میبینیم هرچه است در عالم، ظهورات حقّ است. دیگر مسأله ملائکه و رزق و واسطه و وسیله و این ها، همۀ این ها تحت الشعاع این مطلب قرار میگیرد که تمامِ عالمِ وجود بروز و ظهور حق است و عین ارادۀ او و عین مشیّت او و عین خواست اوست که ظهور پیدا میکند در خارج. حالا ملائکهاین وسط چکار میکنند، این ها دیگر در این راستا قرار میگیرند و توجیه میشوند. این دیگر مال چه میشود؟ این دیگر مال خلصین است این معرفت.

