اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معرفت و محبت دو عامل اساسی در وصول به پروردگار

14٬939
سال 1426

فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – افرادي كه به هيچ مكتبي پايبند نبوده و دائماً در حال گردش ميان مجالس و سخنان افراد هستند، در راه خدا به مرتبه‌اي نمي‌رسد. 2 – قلب و دل انسان جايگاه براي يكي از حق و باطل مي‌باشد. 3 – ذكر حكايتي شيرين از مثنوي معنوي در ارتباط با شخصي كه ادّعاي دروغين محبّت نسبت به فردي را مي‌كرد. 4 – بسياري از افرادي كه خدمت مرحوم حداد مي‌رسيدند و از مطالب ايشان استفاده مي‌كردند مخالف مردم و مكتب ايشان بودند. 5 – بيان مراتب معرفت به پروردگار متعال. 6 – ذكر برخي از حالاتي كه بر ميّت در شب اول قبر مي‌گذرد. 7 – تنها معرفت به پروردگار متعال بدون وجود محبّت انسان را به وصال نمي‌رساند: «وحبّي لك شفيعي اليك».

معرفت و محبت دو عامل اساسی در وصول به پروردگار

توضیحات:

فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – افرادي كه به هيچ مكتبي پايبند نبوده و دائماً در حال گردش ميان مجالس و سخنان افراد هستند، در راه خدا به مرتبه‌اي نمي‌رسد. 2 – قلب و دل انسان جايگاه براي يكي از حق و باطل مي‌باشد. 3 – ذكر حكايتي شيرين از مثنوي معنوي در ارتباط با شخصي كه ادّعاي دروغين محبّت نسبت به فردي را مي‌كرد. 4 – بسياري از افرادي كه خدمت مرحوم حداد مي‌رسيدند و از مطالب ايشان استفاده مي‌كردند مخالف مردم و مكتب ايشان بودند. 5 – بيان مراتب معرفت به پروردگار متعال. 6 – ذكر برخي از حالاتي كه بر ميّت در شب اول قبر مي‌گذرد. 7 – تنها معرفت به پروردگار متعال بدون وجود محبّت انسان را به وصال نمي‌رساند: «وحبّي لك شفيعي اليك».

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

معرفت و محبت دو عامل اساسی در وصول به پروردگار

8
  • وقتی که افرادی می‌آمدند پیش مرحوم آقای حدّاد در حالتی که ابراز علاقه می‌کردند ولی دلشان یک جای دیگر هم بوده است با افرادی که مخالف ایشان بودند و معاند با ایشان بودند، خب ایشان به‌این ها چه نگاهی می‌کند؟ چه نگاهی می‌کند؟ توی دلش می‌گوید خیال می‌کنی من نمی‌دانم الآن کجا بودی؟ در چه مجلسی بودی؟ حالا آمدی این جا به من اظهار ارادت می‌کنی؟ ما هم بله؟ خیال کردی ما هم مثل خودت هستیم یا مثل آنها هستیم؟ من که می‌دانم یک ساعت پیش کجا بودی، من که می‌دانم نیم ساعت پیش کجا بودی؟ هیچی! می‌گوید و می‌خندد و با ایشان یک شوخی هم می‌کند و یک حرفی هم می‌زند و طرف هم بلند ‌شود برود پی کارش، خب همین قدر! این نکته است که معرفت دلالت بر او می‌کند به‌این معنی که غیر او را از دل بیرون می‌کند، انسان ارتباط دارد ولی تعلّق ندارد، نشست و برخاست می‌کند ولی دلش آنجا نیست، خب این اشکال ندارد. انسان دراین دنیا بالاخره بایستی که با افراد ارتباط داشته باشد، قصّابی می‌رود، نانوایی می‌رود. بقّالی می‌رود، کارش جایی گیر می‌کند، سازمانی می‌رود چی می‌رود فلان می‌کند، این‌ها همه. ولی در همین حدّ، می‌رود بقالی نخود را می‌گیرد و می‌آورد در خانه، دیگر حالتان چطوره و مخدّره و اهل بیتتان هم حالشان خوب است و چند تا زاییده‌اند و چند تا تو راه دارند و....، این ها را که دیگر نمی‌آید از او بپرسد. آقا یک کیلو نخود را بده برویم دیگر! همین تمام شد. این افرادی که به سمت او حرکت دارند با اهل دنیا این قسم برخورد می‌کنند، همین! بقالی، قصّابی، همین! دل جای دیگر است، فکر جای دیگر است، حواس جای دیگر است، حواس نمی‌آید در این چیزها، حواس نمی‌آید در این مسائل دنیا و این جهات ظاهر و این ارتباطات و این ها. حواس نمی‌آید اینجا. حواس یک جای دگیر است و حرکت بر طبق آن حواس است.

/ 380