میزان تفاوت انسان ها براساس میزان معرفت و عقل آن ها
9مگر مرحوم آقا هر کاری که میکردند از آقای حداد میپرسیدند؟ نه آقا جان! بنده به عنوان فرزند ایشان در این شب ماه مبارک، شب بیست و ششم ماه رمضان شهادت میدهم که ایشان فقط در مسائل مهم و حیاتی با آقای حداد مطلب را در میان میگذاشتند. در کارها خودشان تصمیم میگرفتند. اینطور نبوده، نخیر. نگویید که آقا ایشان اتصال قلبی داشتند، همه اتصال دارند. هر کسی نیّتش را صاف بکند در همان موقع اتّصال دارد اتصال یک چیز نیست که سیم به خانههایتان وصل کنند، نه آقا! همین که نیّت را صاف کردی و بین خودت و بین خدا حاجبها و مانعها را کنار زدی و خودت را در طَبَق اخلاص، صاف و پاک قرار دادی سیم وصل شده وصل است. به یک نحوی مطلب برای ما روشن میشود. امّا اگر آمدیم خودمان را گول زدیم، نه! آن ته دلمان یک چیزهایی غیلی ویلی رفت. اینطوری بکنیم یک طوریش میکنیم حالا آقا را هم راضی میکنیم حالا آن طور میکنیم. خدا هم همچین میگذارد سر کار که با هفتتا رمل و اسطرلاب هم نمیتوانیم مشکل را حل کنیم، چنان میپیچاند. همچین میپیچاند، تا میخواهی بیایی بالا یک نفس [ب]کشی یک پشتک میزنی میروی دوباره ته حوض. دست و پا و فلان و این چیزها میزنی یک خورده میآیی بالا یکی دیگر میآید، اصلاً نمیگذارد. چرا؟ آمدی خدا را بازی بدهی، گفت حالا ما هم بلدیم حالا تو بازی بده ما هم میدهیم ببینیم کی جلوتر است. امّا نه همچین میپیچاند بالا میکند پایین میکند اینطرف میکند. شواهد بر این مسأله خیلی زیاد هست. خیلی بر این قضیّه شواهد هست، حکایات بر این مسأله که چطور اگر انسان خودش را به خدا بسپرد، بنده به سهم خود با این بضاعت مزجات خود، اینقدر این مطلب را تجربه کردم، تجربه کردم که از تجربه گذشته که هر بلایی که به سر خودمان میآید بخاطر اینکه بین خود و خدا صاف نیستیم صاف نیستیم.

