میزان تفاوت انسان ها براساس میزان معرفت و عقل آن ها
18همین را در روز عاشورا برای حرّ بن یزید حضرت باز کرد. لازم به گفتن نیست، آن عنایتی که حرّ اینطور شد خب آنهم توسط امام حسین است دیگر، چه فرقی میکند؟ حتماً لازم نیست که روبه رو بشود. باطنش را یکدفعه آمد باز کرد کجای کاری؟ تو داری پسر پیغمبر را میکشی؟ تو داری این کار را میکنی؟ من کجا بودم اینجا کجاست؟ این تصوّر را من نمیکردم اینجا این قضیّه دارد اتّفاق میافتد. رفت پیش عمر سعد میخواهی چکار کنی؟ من؟ میبینی میخواهم چکار کنم! دیگر همین. جدّی میگویی؟ خب شوخی نداریم سیهزار نفر را که بیخود اینجا نیاوردم. کمترین کاری که میکنم اینست که سرها را از بدن جدا میکنم این کمترینش هست و واقعاً هم سنگ تمام گذاشتند. واقعاً، چه جنایتی بود که اینها نکردند یکدفعه اینجا حر چه شد؟ زیر و رو شد. دید اِ ما داریم کجا میرویم؟ یک عمری زندگی کردیم یک عمری نماز خواندیم یک عمری اشهد انّ لا اله الا اللَه و اشهد أنّ محمداً رسول اللَه گفتیم یک عمری داریم روزه میگیریم یک عمری داریم حج انجام میدهیم الآن داریم میآییم پسر پیغمبر را سر میبُریم! اِ اِ! چه شد؟ خیلی این مسأله مهم است رفقا! خیلی باید ما توی خودمان هی ورزش بدهیم، هی وضعیت خودمان را بیاییم با این مطالب....، این عاشورا، واقعاً عاشورا الگو هست. اینکه میگویند عاشورا اسوه است بخاطر همین است. هر قدمش برای انسان یک درس است، یک تنبیه است یک چکش است، هر قدمش. میزند توی سرش، یک عمری ما این کار را کردیم الآن داریم پسر پیغمبر را....! عجب! معرفت پیدا کرد، شناخت پیدا کرد به وضعیت خودش. البته در همان حدّ خودش حالا ما نمیخواهیم بگوییم که میزان معرفت حر با حبیب بن مظاهر یکیست، نه! اینها خب تفاوت دارد ولی خب بواسطۀ این مجاهده آن مسألۀ معرفت بالا میرود و در نتیجه محبت هم بالا میرود، اینها چیزهایی هستند که همدیگر را حالا ان شاء اللَه برای شبهای دیگر.

