میزان تفاوت انسان ها براساس میزان معرفت و عقل آن ها
16این محبت و این معرفتِ نسبت به سیدالشهداء یک علاقهای در اینها بوجود آورده، یک تعلقی در اینها بوجود آورده که اگر همان آن بیایند و مراتب بهشت را به اینها بگویند شما را اینجا میبریم با این امام حسین کاری نداشته باشید. میگویند آنجا جهنم است برای ما، چه بهشتی است که بگویند آن بهشت شما برو ما اینجا امام را تنها بگذاریم؟ اصلاً مگر همچین چیزی میشود؟ ما تنها بگذاریم. ما از او جدا بشویم، التفات میکنید، جدا بشویم! چرا اینطور است؟ چون آنها معرفت به امام حسین نداشتند به آثار امام حسین، بهشت و نِعَم در بهشت و اینها، اینها همه آثار است. معرفت بر امام حسین داشتند. معرفت بر خود امام حسین داشتند معرفت بر ولایت داشتند. میگوید هزار دفعه هم ما را تیکه تیکه هم بکنید بکنید، دههزار دفعه بکنید بکنید، صد هزار دفعه هم بکنید بکنید، یک میلیون هم...، هر چه دلتان میخواهد بکنید. ما یک بدن داریم آن هم هر کاریش میخواهی بکنی، بکن، بیا! سبیل، اصلاً مال تو، تو که ما را نمیتوانی دست بزنی، ارتباط ما را که با امام حسین نمیتوانی دست بزنی. به بدنمان کار داری بیا اصلاً خودم میخواهی قطع کنم بیندازم جلویت، خب این کار را که نکردند خب اینکه خلاف شرع است. و الاّ میگفت چه میخواهی؟ میخواهی ما کشته بشویم؟ بیا! اینها یک هفتتیر میزنیم بفرما خب راحت شدی؟ خیالت راحت شد؟ نه! آن میگوید ما را نمیتوانی دست بزنی اگر میتوانی با هفتتیرت با زورت با تفنگت با تیر و کمان و با شمشیر و با چاقو و اینها، اگر میتوانی به ما دست بزنی، ما را بیایی تغییر بدهی، این ارتباط را بیایی قطع کنی، میتوانی بیا بکن. خود حضرت مگر نفرمود؟ گفت: غیر از اینست که شما با بدن من فقط سر و کار دارید، خود حضرت فرمود دیگر. گفت شما که آن حریّت من را که از من نمیتوانید بگیرید، راه من را که از من نمیتوانید بگیرید، مسیر من را که نمیتوانید بگیرید. با یک بدن سر و کار دارید بیایید هر کاری دلتان میخواهد بکنید. اصحاب امام حسین هم اینطور بودند. دیوانۀ امام حسین بودند. اصلاً مجنون امام حسین بودند. اصلاً از مرحلۀ عشق قضیه گذشته، که خب حالا البته اینها نیاز به توضیح دارد که چه نحوه باید باشد.

