میزان تفاوت انسان ها براساس میزان معرفت و عقل آن ها
10اگر بیاییم صاف بکنیم مطلب را، واقعاً آنچه را که هست، چشم را نپوشانیم شروع به توجیه نکنیم، یک کاری را که میخواهیم انجام بدهیم هی نفس نیاید جهات خوب، جهاتی که میتواند خودش را اقناء کند آن جهات را، هی بیاوریم در جلوی خود مرور بدهیم و آن جهاتی که خلاصه مضر و مانع هست آنها را عقب صندوق نگه داریم، نگذاریم رو بیاید، آنها را نگه داریم و کم رنگ کنیم و بالمئال تصمیمان را از این طرفی بگیریم. خدا میگوید خیلی خب، تصمیم گرفتی برو بگیر، باشد عیب ندارد. اینها همه برای چیست آقایان؟ همه برای اینست که ما نمیخواهیم آن چه را که واقعیت دارد، بپذیریم. آن حقیقت را نمیخواهیم بپذیریم.
معرفت علت برای رسیدن به مطلوب است باید انسان معرفت پیدا کند نسبت به راه و مسیرش. شناخت باید پیدا بکند. بدون معرفت فایده ندارد، نتیجهای ندارد. حرکت کردن در ظلمت رفتن است و در حیرت رفتن است فایدهای ندارد. این معرفت همانطوری که عرض شد این دلیل میشود بر ذات پروردگار. دلیل میشود بر آن حقیقت لایتناها که ما فوق او حقیقتی نیست، دلیل بر اوست. و فرق بین علیک و الیک در شبهای گذشته خدمت رفقا عرض شد که امام نمیفرماید: معرفتی یا مولای دلیلی الیک میفرماید: علیک، بر تو، خود تو، خود تو، بر خود توست معرفت من، من تنازل نمیکنم از خود تو، من از ذات تو تنازل نمیکنم، و به آثار تو دل نمیبندم. چرا اینطورست؟ چون خودت اینطور قرار دادی.
این لیوان قدرت ضربه را ندارد، ولی این تنگِ آب قدرت ضربه را دارد شما این لیوان را که یک متر بیندازید خرد میشود تحمّل ندارد ظرفیّتش اینقدر است. ولی این تنگ آب را از یک متر بیندازید شاید حالا یک مقداری یک فرورفتگی در آن پیدا بشود ولی نمیشکند. چون این آهن است، خب این شیشه است. این حالتی که خدایا در من قرار دادی با جبرائیل تفاوت میکند جبرائیل دلیل الیک دارد ولی من دلیل علیک دارم. جبرائیل اسماء و صفات تو را دارد ولی راه به ذات ندارد. جبرائیل علم ندارد؟ تمام علم اولین و آخرین بواسطۀ جبرائیل مگر نیست. وحیی که پیغمبران میشدند مگر به خاطر جبرائیل نبوده؟ مگر نبوده؟ عزرائیل مگر مظهر اسم مُمیت پروردگار نیست؟ هر چه که در عالم تبدّل جوهری پیدا میکند تغیّر جوهری پیدا میکند بواسطۀ اسم ممیت است، چه از این دنیا برود یا از این دنیا نرود لباس دیگری بپوشد، اسم ممیت، اسم محیی یکی را عوض میکند یکی میآورد بجایش. پیغمبران را هم همین عزرائیل جان گرفت. حتّی خود رسول اللَه را هم همین عزرائیل جان گرفت. منتهی سر پیغمبران اذن نخواست، ولی سر رسول اللَه فقط تنهایی اذن خواست، و عرض کرد که فقط نسبت به تنها کسی که من باید اجازه بگیرم تو هستیای رسول اللَه! اجازه میدهی یا نه؟ این عزرائیل ولی این عزرائیل مظهر اسم است نه مظهر ذات پروردگار، اسم است اسم ممیت، جبرائیل مظهر اسم علم پروردگار است مظهر خود ذات نیست.

