میزان تفاوت انسان ها براساس میزان معرفت و عقل آن ها
5ایشان از زندان آمده بودند بیرون، مرحوم آقا رفتند برای دیدنشان و یک شیشه هم عطر قمصر، عطر گل برای ایشان برده بودند. یک چند روز بعد از اینکه از زندان آمده بودند رفته بودند. وقتی که ایشان رفته بودند به دیدن، و این عطر را داده بودند، این مرد همینطور اشک از چشمش شروع کرد آمدن. گفت آقای آقا سید محمد حسین از وقتی که من از زندان آمدم بیرون یک نفر به دیدن من نیامده، شما اولین نفری هستید که آمدید و برای من یک شیشه عطر آوردید، التفات میکنید! این است قضیّه، مسأله اینست.
اینکه این همه فریاد میزدند معرفت پیدا بکنید شناخت پیدا بکنید. هر جا نروید و به هر جا نباید چیز بکنید. این برای همین است که انسان نگاه میکند به ظاهر و عمامه و تحت الحنکِ آویزان و ذکر و تسبیح و سجّاده و همۀ این امور خوب مرتب، ولی در این باطن چه خبر است؟ در این دل چه خبر است؟ چه خبر است؟ اینها را که انسان نمیداند. امام سجاد علیه السلام میفرماید: در آن روایت بسیار عجیب، نگاه نکنید به کارهای ظاهری آنها، خیلیها هستند این کارها را هم انجام میدهند، نگاه نکنید به اعمال آنها، نگاه نکنید به رفتارشان، نگاه نکنید....، حضرت در آخر میگویند: بروید اینها را به عقلشان امتحان کنید، چقدر عاقلند؟ چقدر حرفهایشان با موازین میسنجد؟ کلماتی که میگویند چقدر این کلمات محکم است؟ با معیارها منطبق است؟ با معیارها چقدر منطبق است؟ چقدر این حرفها با موازین جور در میآید؟ بالأخره نمیشود یکی یک جایش درست باشد یک جایش غلط باشد که، اگر کسی حرفش منطقی هست این منطق در همۀ اعمال و رفتارش سریان پیدا میکند. اگر کسی کلامش متین هست این متانت در کلام، حالا بر حسب مراتب خودش، در همۀ ارتباطات خودش ظهور پیدا میکند. نه فقط در یک جا و در جای دیگر غفلت کند، نه، آن متانت و آن عقل در همه جا میآید خود را نشان میدهد. حضرت سجاد میفرماید: نگاه به عقلش کنید، عقلش چقدر کار میکند؟ حرفی که میزند چقدر مطابق با واقع هست؟ پخته حرف میزند؟ نپخته حرف میزند؟ سنجیده حرف میزند؟ نسنجیده حرف میزند؟ بروید نگاه به این بکنید. این را میگویند معرفت و شناخت.

