
میزان تفاوت انسان ها براساس میزان معرفت و عقل آن ها
فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – انسان بدون شناخت و معرفت با حيوان هيچ تفاوتي ندارد. 2 – تأكيد ائمه اطهار عليهم السلام بر اينكه انسان نبايد به ظاهر و كيفيت عبادات و سخن افراد نگاه كند بلكه بايد ببيند ميزان عقل و فهم شخص به چه اندازه ميباشد. 3 – كارشكنيهاي بعضي از ائمه جماعات در انقلاب سال 42 و نظر مرحوم آية اللَه خميني دربارۀ آنها. 4 – بیان صداقت و رشادت مرحوم فومني از علماي طهران در مسجد لرزاده طهران. 5 – از جمله پيشنهادات مرحوم علامه طهراني مسئله مذاكره با شاه سابق و اصلاح او بود 6 – هدف پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم از جنگها و غزوات خود لشكركشي و كشورگشايي نبوده است. 7 آنچه مانع از حركت فرد بسمت پروردگار متعال ميشود عدم خلوص نيت انسان ميان خود و پروردگار ميباشد. 8 – جايگاه و مرتبه ائمه اطهار عليهم السلام و اولياء الهي بالاتر از مقام اسماء ميباشد. 9 ذكر دو عاملي كه موجب حصول تعلّق و وابستگي انسان به دنيا ميشود. 10 – سخن يكي از افراد دربارۀ كيفيت زيارت امام رضا عليه السلام حاكي از جهل و معرفت او نسبت به مقام امام عليه السلام ميباشد.
میزان تفاوت انسان ها براساس میزان معرفت و عقل آن ها
توضیحات:
فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – انسان بدون شناخت و معرفت با حيوان هيچ تفاوتي ندارد. 2 – تأكيد ائمه اطهار عليهم السلام بر اينكه انسان نبايد به ظاهر و كيفيت عبادات و سخن افراد نگاه كند بلكه بايد ببيند ميزان عقل و فهم شخص به چه اندازه ميباشد. 3 – كارشكنيهاي بعضي از ائمه جماعات در انقلاب سال 42 و نظر مرحوم آية اللَه خميني دربارۀ آنها. 4 – بیان صداقت و رشادت مرحوم فومني از علماي طهران در مسجد لرزاده طهران. 5 – از جمله پيشنهادات مرحوم علامه طهراني مسئله مذاكره با شاه سابق و اصلاح او بود 6 – هدف پيامبر اكرم صلی اللَه علیه وآله وسلم از جنگها و غزوات خود لشكركشي و كشورگشايي نبوده است. 7 آنچه مانع از حركت فرد بسمت پروردگار متعال ميشود عدم خلوص نيت انسان ميان خود و پروردگار ميباشد. 8 – جايگاه و مرتبه ائمه اطهار عليهم السلام و اولياء الهي بالاتر از مقام اسماء ميباشد. 9 ذكر دو عاملي كه موجب حصول تعلّق و وابستگي انسان به دنيا ميشود. 10 – سخن يكي از افراد دربارۀ كيفيت زيارت امام رضا عليه السلام حاكي از جهل و معرفت او نسبت به مقام امام عليه السلام ميباشد.
میزان تفاوت انسان ها براساس میزان معرفت و عقل آن ها
3شما باور میکنید همانهایی که آمدند سیّدالشهدا را سر بریدند همینها بودند؟ باور میکنید؟ همه که از این غدّاره کشهای سبیل بنا در رفته که نبودند. عمر سعد جزو همینها بود شُریح قاضیها جزو همینها بودند همینهایی که میآمدند سر را میانداختند پایین، آهسته آهسته حرکت میکردند، وارد مسجد میشدند، میرفتند، محاسن خودشان را اول مستحبّ است شانه زدن و اینها، شانه میکردند و مسواک میزدند با چوب اراک، مرحوم آقا در آن جریان سنۀ چهل و دو خب خیلی ایشان چیز بود دیگر، خلاصه ثقل انقلاب سنۀ چهل و دو روی دوش ایشان بود، در یک جمله، چیزی که به تعمّد از او یاد نمیشود. من آن موقع طفل بودم، ولی تمام جریانات را دقیق یادم است. کلاس اول ابتدایی بودم. مو به مو در ذهنم هست، کی میآمد در منزلمان؟ کی میرفت؟ چه وقتهایی میآمدند؟ نصف شب میآمدند. یک چراغ پی سوز بود از این چیز نفتی، چرا نفتی که ایشان آن را روشن میکرد کسی نفهمد چون سازمان امنیّت چند نفر را آورده بود در همان دور و بر منزل که رفت و آمدها را تحت نظر داشته باشند و امثال ذلک دیگر. همه را یادم هست. خیلی از آن افرادی که میآمدند به رحمت خدا رفتند و بعضی از آنها هنوز زنده هستند، آنها هم دم بر نمیآورند، آنها هم زنده هستند و خلاصه، همه یادم هست.
یک روز چند نفر آمدند پیش ایشان و گفتند: آقا ما در این ارتباط، در این مسأله که ما داریم و داریم این کار را انجام میدهیم خب خیلی از این ائمّۀ جماعات با ما همراهی نمیکنند چه کنیم؟ مثلاً فرض کنید که باید مساجد را تعطیل کرد، نسبت به فلان قضیّه باید تعطیل بشود، خب نشود خراب میشود کار، رژیم سوء استفاده میکند، و آن میخواهد اوضاع را به حال عادی در بیاورد، به حال متعارف نگه دارد، میخواهد مسائل، اوضاع سیاسی مملکت به نحو عادی باشد و آن هم هر کاری دلش میخواهد بکند دیگر. و خب از آن طرف هم برنامهای که شروع شده بود یک برنامهای بود که اقتضاء میکرد که افراد بیایند و شرکت کنند، در این جریانات حضور داشته باشند، مردم را کی حرکت میدهد؟ خب همین ائمۀ جماعات دیگر، امام جماعت فلان محل، فلان منطقه، دارای نفوذ کلمه، اینها نفوذ کلمه داشتند، کلامشان موثّر بود. امّا وقتی که به مرحلۀ عمل میرسید اینها میدیدند که نه! هماهنگی نیست! آن آقا رفته مسجدش را باز کرده، آن یکی باید فلان مطلب را بگوید نگفته، او مخالفت کرده، آن چه کرده. گفتند ما چه کنیم واقعاً؟ میبینیم که اینها میآیند و نمیگذارند مطلب انجام بشود.
