معرفت نسبت به راه خدا، لازمه حرکت به سمت خداوند
5دعای کمیل برای چه بخوانیم؟ نیازی به دعای کمیل نیست، خب این مضامین را ما میدانیم، بنده در یک مجلسی بودم، این مضامین را ما میدانیم، حالا خب کسی هم نخواند، نخواند، وظیفۀ ما سنگینتر است، وظیفۀ ما تبلیغ است، وظیفۀ ما ارشاد است، آنوقت همین آقا شب جمعه مجلسش را در شب، مسجد، تعطیل میکند، میآید فیلم اوشین تماشا میکند. این واجب است؟ این را اگر تماشا نکنیم از دست میرود؟ هفتاد سال سن است، درس تفسیرش را ترک میکند، منبرش را ترک میکند که زودتر برسد، او از آن اول، ثانیۀ اول فوت نشود. این معرفت همینقدر است! همش بازی است، بازی است آقا. به ادّعا و تظاهر و این حرفها نیست مسأله. به تظاهر و داد و بیداد و این حرفها نیست قضیّه، به صحبت کردنِ زیاد نیست. به نوشتنِ زیاد نیست. به هیاهو و این حرفها نیست، توی دلت چه خبر است بدبختِ بیچاره؟ توی دلت دارد چه میگذرد؟ امام سجّاد شوخی ندارد در اینجا که میفرماید: معرفت باید داشته باشی تا راهت بدهند. تا معرفت نداشته باشی کجا میتوانی بروی؟ تا معرفت نداشته باشی چطور میتوانی مردم را هدایت کنی؟ به کجا میخواهی هدایت کنی؟ به کجا میخواهی هدایت کنی؟
آن کسی که خودش مبلّغ دین است ولی تا ساعت سه بعد از نصف شب مینشیند پای تلویزیون با هفتاد سال سن و بعد نمازش را ده دقیقه به آفتاب میخواند این چطور ممکن است بیاید هدایت کند مردم را به سمت خدا؟ یکی از افراد بود. فوت کرده است، شخص معروفی بود، خیلی بیا و برو و از این حرفها داشت. یک شخصی از نزدیکان او برای یکی از موثقین بنده نقل کرد که میگفت: اگر ما ایشان را بیدار نکنیم برای صبح نماز ایشان قضا میشود، از نزدیکانش بود دیگر! آنوقت چطور انسان میتواند راه و مسیر خدا را در میان افرادی بجوید که اینها بویی از معرفت نبردهاند؟ بویی از این راه به کلّۀ اینها اصلاً نخورده است، چطور میتواند انسان دست خودش را به دست اینها بدهد؟ افرادی که تمام ذهن اینها را گرد و غبارِ کثرات پر کرده است و دود و خاکستر توغلّ در دنیا مغز آنها را پوک کرده است، و فضای متعفن اعتبارات و تخیّلات، تمام نقطهها و روزنههای قلب آنها را مسموم کرده است. انسان چطور میتواند از اینها کسب معرفت کند؟ چطور میتواند آن وادی طهارت و عالم طهارت و صفا و پاکی مطلق و عصمت و بهاء و بهجت را با این مغزهای متعفن و متوغّل در کثرات بپیماید و بیابد؟ چطور ممکن است؟ چطور ممکن است؟

