اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه عرفای الهی و علماء ظاهر در مساله توحید و ولایت

14633
سال 1426
نسخه عربی

دیدگاه عرفای الهی و علماء ظاهر در مساله توحید و ولایت

3
  • مثل اینکه فرض بکنید که: کسی که اطلاع بر جریان الکتریسیته ندارد، همین قدر بهش می‌گویند یک چیزی در این سیمها هست دیگر! در همین حدّ ما می‌دانیم، که اگر او باشد، این پنکه کار می‌کند. این چراغ روشن است. اگر آن نباشد، یک مرتبه همۀ چراغها خاموش می‌شود، پنکه و دستگاه‌ها و این میکروفون و بلندگو و اینها همه از کار می‌افتد، همین قدر می‌دانیم، امّا دیگر کیفیّت آن را اطّلاع نداریم. نداشته باشیم. به چه درد ما می‌خورد؟ اینها می‌گویند میزان معرفت انسان از عوالم ربوبی، اصلاً هیچ دردی از ما دوا نمی‌کند، کیفیّت عالم مشیّت الهی چگونه است؟ عالم تقدیر چگونه است؟ نحوۀ ارتباط خدا با بندگان چگونه است؟ نحوۀ افاضۀ علم بر خلائق به چه کیفیّت است؟ نحوۀ رزق به چه کیفیّت است؟ تسبیح موجودات به چه کیفیّت است؟ می‌گویند اینها به چه درد می‌خورد؟ چه فایده‌ای برای ما دارد؟ چه نتیجه‌ای برای ما دارد؟ خدای متعال گفته است نماز صبح را دو رکعت بخوان. ما هم دو رکعت می‌خوانیم، رفع تکلیف کرده‌ایم و بهشت را برای خودمان تضمین کرده‌ایم، مگر کسی می‌تواند از ما پس بگیرد؟ تمام شد و رفت. بسیار خب! شما بهشت را برای خودتان تضمین کردید، با این دو رکعت نماز ولی صحبت در این است که آیا بهشت فقط همین است؟ اگر شما بهشت را فقط سیب و گلابی، بر فرض اگر حالا گناه نکنید. نه! ولی بهشت را فقط سیب و گلابی و پنیر و گردو و سبزی و نان و شلغم و چغندر و از این جور چیزها دیگر وَ فِيهٰا مٰا تَشْتَهِيهِ اَلْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ اَلْأَعْيُنُ ﴿الزخرف‌، ٧١﴾ هر کسی در همین جا، هر چه که بخواهد در همانجا هم همان را خدا به او می‌دهد.

  • یکی بود در همین قبرستان آقا شیخ، از همین‌هایی که قرآن می‌خوانند بالای قبرها، این ارده شیره خیلی دوست داشت، مرحوم آقا می‌فرمودند: در زمان ما این صبح ارده شیره می‌خورد، ظهر ارده شیره می‌خورد، شب هم شام ارده شیره می‌خورد، از همین بازارچۀ خان می‌گرفت می‌آورد، می‌گفت این دَم مردن در حال احتضار از او پرسیده بودند، تو از خدا چه می‌خواهی؟ گفت من ارده‌شیره می‌خواهم، یعنی در حال احتضار می‌گفت من آن دنیا ارده شیره می‌خواهم! خدا هم برایش ارده شیره درست می‌کند، آنجا هم برایش....، فیها ما تشتهیه الأنفسِ دیگر، هر چه می‌خواهند، این هم بهشتش همین ارده شیره است، همین! در همین حدّ! در همین وضع! آن هم که این حرف را می‌زند همین است، حالا اسم ارده شیره را نمی‌آورد، ولی خب، همین را می‌خواهد بگوید،همین را می‌خواهد بگوید.