دیدگاه عرفای الهی و علماء ظاهر در مساله توحید و ولایت
18حضرت فرمودند چیزی نیست، همۀ افراد را جمع کنید بروید در منزل پادشاه و بگوئید که ما جواب این را در خانۀ وزیر میدهیم، بروید در خانه وزیر بگوئید جوابش را در فلان اطاق میدهیم. و این نمیگذارد، بروید داخل اطاق بگوئید جوابش در فلان صندوق است، آن صندوق را باز بکنید، در داخل آن صندوق یک صندوق دیگرست وقتی که باز کردید. یک قالب در آنجا هست. قالب دیدهاید؟ قالبهای پلاستیکی که قالب میزند، یک قالب درست کرده بود، این انار، وقتی که کوچک بود انار را گذاشته بود در این قالب، وقتی بزرگ شده بود، دور این قالب را برداشته بود حکاکی کرده بود، این وقتی که بزرگ شده بود، این شیارهای این قالب، عمر و ابوبکر و عثمان روی پوست این انار در آورده بود. گفتند بفرمائید. این کلکی است که ایشان زده است، و دلیل دیگرش اینست، وقتی که این انار را باز کردید، تمام تویش خاکستر است و همۀ آنها دودۀ سیاه است که فضا را میگیرد، این هم دلیل! صبح اینها رفتند، بعد این رو کرد، حالا جالب اینجاست، من این را میخواستم [بگویم]، بعد همۀ اینها فردا انجام شد و دیگر مفتضح شد و آن پادشاه آن وزیر را دار زد و اینها.
حالا او سئوال میکند خب یابن رسول اللَه چرا الآن؟ حضرت فرمودند: خودتان سه شب مهلت خواستید، اگر همان شب اول میگفتید من همان شب اول میآمدم. میخواستید نکنید. خودتان گفتید سه شب. ما هم گذاشتیم، حالا که خودتان خواستید حالا سه شب تشریف بیاورید، حالا ما هم شب سوم آمدیم و....، امام ما این است.
آن وقت حالا کسی نسبت به امام و ولایت امام و اینها، معرفتش را بالا ببرد ضرر کرده است؟ واقعاً سئوال میکنم واقعاً این احمقانه نیست که ما، یک وقتی میآئیم میبینیم نه! چیزی نبود. حالا ببریم بالا، نبریم بالا. معرفتمون را، چی؟ فرق نمیکند، ولی وقتی که ما خودمان این تأثیر را در افعالمان، در حرکاتمان نسبت به ولایت مشاهده میکنیم، دیگر چی چی را میخواهیم انکار کنیم؟ دیگر چی میخواهیم بگوئیم نیست؟ پس معلوم میشود که نه آقا جان من! باید گفت

