اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه عرفای الهی و علماء ظاهر در مساله توحید و ولایت

14633
سال 1426
نسخه عربی

دیدگاه عرفای الهی و علماء ظاهر در مساله توحید و ولایت

9
  • من کوچک بودم دوازده سالم بود، خب خیلی اتفاق می‌افتد در بچه‌ها، خواب می‌بینند، گاهی اوقات ممکن است یک مطلبی برایشان روشن بشود، چه بشود، بچۀ ده ساله، دوازده ساله. خیلی از مطالبی که قرار بود اتفاق بیفتد خب آدم توی خواب می‌بیند دیگر، فردا چه می‌شود. پس فردا چه می‌شود، هفتۀ دیگر چه می‌شود، فلان. مرحوم آقا می‌خواستند بروند کربلا. ایشان هم دأبشان این بود که به کسی نگویند، حتی تا آن دو سه روز آخر به خود والدۀ ما هم نمی‌گفتند. هیچ. ما از ده روز قبل توی خواب می‌دیدیم، ایشان رفته‌اند بلیط گرفته‌اند، بلیط هم در فلان گنجه است، توی آنجا، پشت کتاب است، بلند می‌شویم می‌رفتیم آنجا، صاف بلیط را بر می‌داشتیم نگاه می‌کردیم. آی ایها الناس بیائید. نگاه کنید آقاجان می‌خواهند یک هفتۀ دیگر بروند کربلا، بعد ایشان آقا عصبانی، کی به تو گفت؟ آخر اینکه چیزی نیست، خب ما آنموقع بلد نبودیم. بچّه بودیم. و الاّ می‌گفتیم خودتان گفته‌اید. آن موقع این چیزها را بلد نبودیم، حالا یک چیز....!

  • واقعاً خنده‌دار است‌ها، واقعاً خنده‌دار است که آدم بیاید اینطور مسائل پیش پا افتاده را بیاید و وقتی که اهل حق و اهل معرفت می‌آیند نسبت به این مطالب صحبت می‌کنند، می‌خواهند یک تنبّهی بدهند، می‌خواهند یک تذکّری بدهند، می‌خواهند یک حرکتی بدهند، آنوقت اینها می‌آیند در مقابل اینها می‌ایستند، مسخره می‌کنند، تهمت می‌زنند، درویش می‌گویند، فاسق می‌گویند، صوفی می‌گویند! همین مرحوم قاضی را در نجف، مگر فاسق نگفتند؟ مگر نجس نگفتند؟ در مجالس، مگر مرحوم قاضی را نگفتند نجس است؟ اُف بر شما باد. واقعاً اُف بر شما، که یک همچنین فردی را که مرحوم آیة اللَه خوئی، خدا رحمتش کند، ایشان می‌گفت در شبی که مرحوم قاضی از دنیا رفت، با چشم خود دیدم تناصر نجوم شد. یعنی همینطور ستاره‌ها، دیده‌اید بعضی شبها همینطور ستاره‌ها می‌آیند و می‌ریزند و نمی‌دانم شهابها می‌‌آیند، می‌گفتند تا سحر تناصر نجوم شده بود. آن مرحوم آقا سیّد عبدالعزیز طباطبایی که در قم بودند، ما از ایشان شنیدیم، با مرحوم آقا رفته بودیم دیدن ایشان، ایشان می‌گفتند ما به آقای خوئی گفتیم آخر آقا مگر می‌شود یک نفر عادی.....؟ ایشان می‌گویند من با چشم خود دیدم، شما می‌خواهید انکار کنید، انکار کنید، من که دیدم. خب اینکه مرجع است، اینکه یک آدم عادی نیست. آنوقت این آدم را دارند می‌گویند فاسق بود، این آدم نعوذ باللَه نجس است. چرا؟ چون می‌گفت بیائید معرفت یاد بگیرید، بیائید کمال پیدا کنید.