اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه عرفای الهی و علماء ظاهر در مساله توحید و ولایت

14633
سال 1426
نسخه عربی

دیدگاه عرفای الهی و علماء ظاهر در مساله توحید و ولایت

4
  • خدا رحمت کند یکی از بستگان ما، می‌خواست از دنیا برود، از او سئوال کردند که خب حالا که شما دارید از این دنیا می‌روید، آن دنیا از خدا چه توقع داری؟ ایشان هم خیلی شخص موفّقی بود در این دنیا، نسبت به مسائل زندگی و ازدواجهای متعدّد و دائمه و متعه و هر چه، خلاصه، بله، خیلی شخص موفّقی بود و شخص فعّال، گفته بود من آن دنیا از خدا چند تا فقط حورالعین می‌خواهم، همین! دیگر هیچ چیز نمی‌خواهیم، فقط چند تا حورالعین می‌خواهیم، آنجا خلاصه یکقدری به سر و وضع ما برسند، منتها بندۀ خدا خبر نداشت آن دنیا از این خبرها نیست، آن دنیا دیگر این مسائلِ اینجا نیست، اصلاً در آنجا مسائل نفس نیست، مسائل غریزه نیست، مسألۀ شهوت نیست، شهوت در آنجا تبدیل به شهوت روحانی می‌شود و آن اصلاً با این مسائل منافات دارد، نمی‌دانست، خیال می‌کرد حالا در اینجا خیلی، توفیق داشت آنجا خداوند توفیق را [برایش بیشتر می‌کند]، البته فرد خیلی چیزی بودها، مرد متدیّنی بود، متقّی بود و از نقطۀ نظر مسائل دینی و علم و حمیّت و غیرّت و اینها، مرد چیزی بود، نسبت به اینها که خب مطلب نیست، ولی صحبت در میزان ادراک و میزان مشاعر افراد است، که افراد چه طور فکر می‌کنند؟ چگونه فکر می‌کنند؟ عالم است، درس خوانده است ولی این درس و این علم فهم او را از حدّ فهم عرفی بالاتر نیاورده است، چرا؟ چون نرفته است درسهای دیگر را بخواند. چون نرفته است معرفت خود را از حدّ معرفت متداولِ مرسومه بالاتر بیاورد. نرفته است اینکار را بکند.

  • مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ می‌فرمودند من در جوانی که بودم می‌رفتم منبرهای.....، خدا رحمت کند، سابق منبریها، منبری بودندها. منبری بودند، مرحوم درّی بود که واقعاً چه منبری بود. واعظ طبسی بود که بسیار منبری ادیب و خوش‌لهجه و پر جاذبه، مرحوم حاج شیخ عبداللَه یزدی بود، مرحوم حاج شیخ عبداللَه ترک بود، اینها از افرادی بودند که..... راجع به آن حاج شیخ عبداللَه ترک، من یادم است در مسجد سپهسالار وقتی که، همین مسجد سپهسالاری که هست، وقتی که ایشان صحبت می‌کرد می‌گفتند اصلاً یکدورۀ بحار را می‌آمد در منبرهایش بیان می‌کرد، یعنی یک بحار را حفظ بود، بحار الانوار مجلسی را حفظ بود، اینها اینطور بودند. حالا که خیلی عالی! چه عرض کنم؟ ما یک روز رفتیم پای منبری دیدیم یک آقایی آنجا دارد صحبت می‌کند، روز تاسوعا، یک شیخی بود، می‌گفت بله در امروز که روز تاسوعاست، از این جهت می‌گویند روز تاسوعا چون شهادت ابوالفضل العباس در امروز اتفاق افتاده است. گفتم ماشاءاللَه به این همه علم که فوران کرده است ریخته است بیرون، منتهی اینجوری ریخته است، که چون امروز صبح حضرت ابوالفضل العباس به شهادت رسیدند امروز را به آن اسم [نامگذاری کرده‌اند]، پس بنابراین روز هفتم هم که روز حضرت علی‌اکبر و اینها بود، آنها هم همان روزها، چند روز قبل از سیدالشهداء رفتند. داریم از علائم آخرالزمان که وعاظ تغییر پیدا می‌کنند و بی‌سوادان واعظ و خطبای بر مردم می‌شوند، این از علائم آخرالزمان است.