دیدگاه عرفای الهی و علماء ظاهر در مساله توحید و ولایت
11حالا ما میآئیم میگوئیم نه آقا این حرفها همه کشک است، معرفت چیه؟ این حرفها چی چی است؟ حالا جالب، آن پدر که آن مطالب را داشت و با مرحوم آقا بحث میکرد و فلان میکرد، حالا هر دو رفتهاند آن دنیا، نگاه به فرزند و آقازادهاش میکند، عجب! چقدر ما باختیم قضیّه را؟ البته او هم مراتبش بالاستها نسبت به همان مقدار تدیّن و التزام و اینها، واقعاً ایشان از افراد بسیار نادری بود، در همان حدّ خودش انصافاً ایشان بسیار مرد....، ولی صحبت در مرتبۀ معرفت و وجود دارد نگاه میکند، این بچۀ من آنموقع آمده بود با من سر این حرفها بحث میکرد ما به او میگفتیم، نه! حالا رفته و ملحق شده است، اصلاً مگر میشود بهش فکر کرد؟ ....آدم خلقتاً و لکن فیَّ معناً شاهد باُبُوَتی، حالا رفته است آنجا، میبیند ا!ِ این به ما میگفت باید انسان معرفتش را بالاتر ببردها. این میگفت میشود رسید به همانجایی که امام است، در تحت ولایت امام به همانجا رسید.
مرحوم آقا میفرمودند: امام آن کسی است که در هر حال امام است نه در یک رتبه، دست ما را بگیرد تا اینجا، از اینجا به بعد نه دیگر خبری نیست، اینجا دیگر منم، خب دیگر از آنجا به بعد شما امام ما نیستی. امام آن کسی است که در همۀ مراتب امام انسان است، او جلو و انسان پشت سرش، در هر جا که هست، در عالم برزخ امام است، در عالم مثال علیا امام است، در ملکوت سفلی و ملکوت و جبروت و لاهوت و در همۀ اینها امام زمان، امام است، امام ماست، یعنی دست ما در دست اوست، میگوید تو بیا، من میبرمت در همانجایی که من هستم، امّا سعۀ وجودی خب فرق میکند، آن یک مطلب دیگریست، این لیوان این مقدار آب میگیرد، این تنگ این مقدار آب میگیرد، ولی هر دو آب دارند، سعۀ یک مطلب دیگریست، حتّی بین سعۀ پیغمبر و سعۀ امیرالمؤمنین تفاوت است، آن یک مسأله است. ولی صحبت در مرتبه است، صحبت در سطح پرواز است صحبت در آن افق دید است، آن افق دید برای امام و برای ولیّ خدا یکسان است. اینست قضیّه، افقِ دید، وقتی که او میگوید این کار را بکن، امام زمان هم همین را میگوید، غیر از این نمیگوید. وقتی امام زمان میگوید این کار را نکن، ولیّ خدا هم میگوید نکن، نمیشود بگوید بکن، امکان ندارد. مستحیل است. چون افقِ دید نسبت به مصالح و نسبت به زوایا و خفایا و آن چه را که در افراد هست و مسائل، افقِ دید یکسان است، این، این و این و این و این و این عیبها را دارد، دوایش هم این و این و این و این است. پیش امام زمان هم بروید میگوید: این و این و این عیبها را دارید دوایش هم همین است، نمیگوید این را کم کن، آن را زیاد کن، میگوید همین است، این همین است، اگر آن ولیّی باشد که رسیده باشد. نه اینکه فقط در مقام اسماء و صفات [باشد آن] نه! اگر از نقطۀ نظر سعۀ وجودی همۀ مراتب وجود را حیازت کرده باشد آن موقع در ظلّ امام زمان علیه السّلام است و ظلّ با ذیالظل که تفاوت نمیکند، چه فرقی میکند؟

