اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت مقام انسان کامل و مقام خلیفةاللَهی

14517
سال 1426
نسخه عربی

حقیقت مقام انسان کامل و مقام خلیفةاللَهی

5
  • آن وقت این فرد وقتی که می‌خواهد از دنیا برود، خطاب می‌رسد: مِنَ الحِیّ القیّوم، إلَی الحیِّ القیّوم به این، به این فردها، این همان مؤمنی است که امام هادی علیه السّلام، امام علی النقی در سفر مکه، در بین راه که با فتح بن یزید جرجانی، نمی‌دانم در کدامیک از کتابها مرحوم آقا دارند این قضیه را، شاید من این را گفته باشم. وقتی که فتح بن یزید جرجانی از حضرت راجع به خصوصیّات مؤمن و آثار ظهور جلال و جمال پروردگار در نفس مؤمن سئوال می‌کند، امام علی النقی علیه السّلام در مقام پاسخ می‌فرمایند: که خدا را کسی نمی‌تواند بشناسد، زیرا مقام خدا بالاتر است از عقول و اوهام و این حقیقت در عقل و وهم نمی‌آید، زیرا ادراک عقل حقیقت وجود را نیست مگر به خود حقیقت وجود که موجب تبلور و تنوّر عقل است.

  • تو چشم عکسی و او نور دیده. خیلی عجیب مرحوم شبستری در این جا می‌فرماید. تو چشم عکسی و او نور دیده،/ به دیده، دیده را، دیده که دیده؟ کسی بخواهد با خود چشم، خود چشم را ببیند، می‌شود؟ شما خودتان چشم خودتان را دیده‌اید؟ نه تو آینه‌ها، به چشم خود چشم زیبا و سیمای مبارک خودتان را دیده‌اید؟ دیگران می‌بینند، انسان که خودش نمی‌تواند آن جمال دل‌آرای را بیاید ببیند، نمی‌تواند ببیند.

  • حضرت می‌فرمایند؛ حدیث خیلی حدیث عجیبی است و حدیث طویلی است. خدا را نمی‌تواند شناخت مگر خود خدا، که خدا فقط خود را می‌شناسد و او می‌شناساند. کسی نمی‌تواند خدا را بشناسد، چون ذات او اجلّ از معرفت اوهام و عقول است. همچنان که خدا را نمی‌توان شناخت، زیرا عقول و ما فوق معرفت اوهام است، پیغمبر و امام را هیچ کسی نمی‌تواند بشناسد. زیرا امام، عبارت است از همان حقیقت نوریّه ولائیّه، نه یک جسم مادّی بشریّه، آن حقیقت ولایت را از امام بگیرند، با زید بن ارقم و فضل بن یحیی، چه فرق می‌کند؟ یکی هستند. چرا ما به امام علیه السّلام می‌گوئیم امام؟ چون ولیّ است. به مرتبۀ ولایت مطلقه رسیده است، واسطۀ فیض پروردگار است. ما بهش می‌گوئیم امام. امام زمان علیه السّلام، یعنی واسطۀ فیض است، امام زمان نباشد همۀ عوالم وجود همۀ عدم هستند. این نفس ولایت است. بعد حضرت می‌فرماید: همان طوری که خدا را نمی‌توان شناخت و همانطوری که امام را نمی‌توان شناخت، همینطور مؤمنی که او دلش به نور ولایت ما روشن شده باشد و معرفت ما اهل بیت را واجد باشد، این را کسی نمی‌تواند بشناسد. یعنی چه؟ یعنی می‌شود مثل خدا دیگر! این حرف، حرف کی است؟ حرف امام هادی است‌ها، حدیثش هم صحیح است ها. آنهایی که می‌خواهند تشکیک کنند، نه آقا این حرفها چه است! این حرفها در آمده است، این حدیثها جعلی است. سند ندارد، مرسل است، چی چی است؟ فلان است، از این حرفها. این مقام، مقام معرفت است.