اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت مقام انسان کامل و مقام خلیفةاللَهی

14517
سال 1426
نسخه عربی

حقیقت مقام انسان کامل و مقام خلیفةاللَهی

14
  • اما اگر شما می‌رفتید بجای این همه دقّت در اصول، سه سال، چهارسال، پنج سال هم بر می‌داشتی یک مقداری از این مطالب می‌خواندی، از این مسائل می‌خواندی، یک مقداری فهمت باز می‌شد، روی اسماء الهی، روی صفات الهی، روی معارف، روی مبانی. یک مقداری متوجّه می‌شدی، بابا یک حساب و کتابهای دیگری هست. آنوقت نتیجه‌اش چه می‌شد؟ خب این کارها انجام نمی‌شد. این قضایا انجام نمی‌شد. آن کسی که می‌گوید: عبد چکار دارد به مولی؟ مگر نمی‌داند میزان قرب و نزدیکی عبد نسبت به مولی بر حَسَب میزان معرفت او با مولی تعیین می‌شود. آن بنده‌ای که نسبت به مولی معرفت و شناخت بیشتری دارد پیش مولی مقرّبتر و نزدیکتر است و او صاحب سرّ است، آن که ندارد نیست. و این درجاتی که برای افراد این همه در روایات نقل شده است، آیا فقط به این مقدار معرفت می‌دهند؟ یا اینکه نه، مسأله جای دیگر است، مطلب جای دیگر است.

  • آن کسی که خود را محروم می‌کند از علم، او مریض است. جوهرۀ وجودی انسان طالبِ علم نافع است، علمی که او را به کمال برساند، برای او منفعت داشته باشد. حالا باید از اینگونه افراد سئوال کرد، اینهایی که می‌گویند نیاز به فلسفه نیست آیا اطلاع بر حقائق و اسماء الهیّه، نه در عالم اعتبار، بلکه با تعقّل و تأمل و برهان، آیا بر شناخت انسان اضافه می‌کند یا نه؟ اگر اضافه کرد پس نفس همین اضافه کمال است. چه جوابی دارند بدهند؟ نفس خود علم یعنی کمال. و کِه می‌تواند جلوی کمال را بگیرد؟ کِه می‌تواند جلوی کمال را بگیرد؟ و مگر ما همین را در خودِ مبانی و در اصول و فقه رعایت نمی‌کنیم؟ چرا یک انسان بجای اینکه ده سال فرض کنید که به علم اصول بپردازد، به دو سال انجام نمی‌دهد؟ چرا؟ همان مطالب را می‌خواند، همان را بالاجمال می‌خواند. چرا؟ لابد جواب می‌دهند. به هر مقدار که نسبت به مبانی قویتر بشوی، نسبت به استنباط فروع و احکام می‌توانی قویتر بشوی، نسبت به خصوصیّات مذاق شارع در احکام می‌توانی اطلاع بیشتری پیدا بکنی. نسبت به مصالح و شروط، شروط تحقّق موضوع در قضایای مختلف می‌توانی اطلاعات وسیعتر باشد. خب همین حرف را نسبت به معارف اعتقادیّه چرا نمی‌زنید؟ چرا نسبت به اینها نمی‌زنید؟ انسان علم خدا را به صورت علم ظاهری ببینید، این مهمتر است، علم جزئی، یا اینکه بواسطۀ تعلُّم بفهمد عالم علم و این اسم اعظم چه مراتبی دارد و چه گستره‌ای دارد و چه وسعتی دارد و چه مراحلی دارد و چه مراتب وجودی دارد؟ کدام بالاتر است؟ و کدام برای انسان معجبتر است؟ و کدام موجب توجّه انسان خواهد شد؟ کدام موجب توجّه می‌شود؟