حقیقت مقام انسان کامل و مقام خلیفةاللَهی
10من چیزی را میدانم که شما نمیدانید، من اطلاعی دارم بر یک سرّی که شما ندارید. آن چیست؟ آن عبارتست از معرفت. من در انسان شناخت قرار دادهام، معرفتی قرار دادم که این معرفت در جای دیگر نیست. چرا؟ چون حضور به تمام شراشر وجود و اسماء کلیّۀ خودم، در این قالب تحقّق یافته است. این میشود مقام، مقام خلیفی اللَهی. این میشود مقام، مقامی که لیاقت برای جانشینی پروردگار [را دارد]، البته در صورتی که این را بخواهد به فعلیّت برساند، به کار بیندازد، به کار بیندازد.
مرحوم آقا شیخ محمّد علی کاظمی میگفت: ما چه داعی داریم برای اینکه توحید بخوانیم؟ فلسفه بخوانیم؟ حکمت بخوانیم؟ ببینیم خدا چه است؟ رازق است؟ قادر است؟ مبدأش کجاست؟ منتهایش کجاست؟ ازلیّت او به چه نحو است؟ ابدیّت او به چه نحو است؟ ما نیاز نداریم به این حرفها، اینها همه بیهوده و لاطائلات است. چرا؟ چون ما عبد هستیم. عبد باید اطاعت کند. حالا مولایش هر که میخواهد باشد، باشد. ایشان خدای متعال را با پستچی پستخانه عوضی گرفتهاند، پستچی میآید دَم در نامه میدهد، زنگ میزند نامه میدهد، میگوید آقا این نامه برای شماست؟ شما نگاه میکنید میگوئید بله. دیگر به بقیهاش کاری ندارید، این پستچی زن است؟ مرد است؟ خواجه است؟ قدش چقدر است؟ شکلش چقدر است؟ زشت است؟ زیباست؟ چه کار کرده؟ آقا نامه را بگیر و این دفتر را هم امضاء کن، خداحافظ شما، دیگر به این کار ندارد. ایشان خدا را با پستچی عوضی گرفته است. گفته بنده، کارش بندگی است، چه کار دارد حالا مولایش هر که میخواهد باشد، باشد. کاری نباید به او داشته باشد. معرفتی که ما نسبت به خدا باید داشته باشیم همان معرفتی است که کلاس چهارم، مهد کودک یادمان دادند، البته ما نرفتیم مهد کودک، اینها که حالا هست، بنا که این بنّا دارد، این عالم هم خدا دارد. همین! دیگر بیش از این میخواهیم چه کار؟ همین! این مقدار کفایت میکند برای اینکه نماز بخوانیم، روزه بگیریم، بعداً پیغمبرانی بالاخره آمدند برای هدایت بشر و بعداً از آنطرف فلک و کتک و فلان هم هست و خب پس بنابراین نخوانیم هم این بساط هست و دیگر عقل حکم میکند بر وجوب طاعت و بُعد از معصیت، این نهایت معرفت آقایان است نسبت به پروردگار، آنوقت بقیه هم تأیید میفرمایند. بقیه هم میآیند میگویند: بَه عجب حرف خوبی ایشان زده است، عبد کاری ندارد، حالا مولا هر که میخواهد باشد، چغندر فروش باشد، یا اینکه ذات پرودگار، ذات لا یتناهی باشد، برای ما فرق نمیکند ما باید اطاعتمان را بکنیم، تفاوتی ندارد.

