
حقیقت مقام انسان کامل و مقام خلیفةاللَهی
فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – بیان علت برتری وجود انسان بر ملائکه. 2 – هر ذاتي داراي علم و حيات و قدرت است. 3 – معناي حيات به اصطلاح فلسفي و عرفاني، موجوديت شيء است. 4 – خطاب پروردگار متعال به انسان كامل در هنگام ارتحال: من الحيّ القديم القيوم الي الحّي القديم القيّوم. 5 – تفاوت میان مرحوم حداد رضوان اللَه عليه با مرحوم انصاري رضوان اللَه عليه. 6 – امام هادی علیه السلام می فرمایند:همانگونه که خداوند متعال وامام علیه السلام را نمی توان با عقول و اوهام شناخت مؤمنی که قلب و دل او به نور ولایت ما روشن شده است را نیز نمی توان شناخت. 7 – توضیحی راجع به شعر مرحوم شبستري: تو چشم عكسي و او نور ديده * به ديده، ديده را ديده كه ديده 8 – توضیحی راجع به معنای ظهور در نزد اولیاء وعرفاء الهی. 9 – مقام خلافةاللَهي يعني مرتبۀ اعلاي از حضور كه بالاتر از آن تصوّر نميشود. 10 – معرفت پروردگار به معناي تحقق اسماء كليۀ پروردگار در وجود انسان ومتخلّق شدن به اخلاق الهی است.
حقیقت مقام انسان کامل و مقام خلیفةاللَهی
توضیحات:
فقره دعاء: معرفتي يا مولاي دليلي عليك و حبّي لك شفيعي إليك. 1 – بیان علت برتری وجود انسان بر ملائکه. 2 – هر ذاتي داراي علم و حيات و قدرت است. 3 – معناي حيات به اصطلاح فلسفي و عرفاني، موجوديت شيء است. 4 – خطاب پروردگار متعال به انسان كامل در هنگام ارتحال: من الحيّ القديم القيوم الي الحّي القديم القيّوم. 5 – تفاوت میان مرحوم حداد رضوان اللَه عليه با مرحوم انصاري رضوان اللَه عليه. 6 – امام هادی علیه السلام می فرمایند:همانگونه که خداوند متعال وامام علیه السلام را نمی توان با عقول و اوهام شناخت مؤمنی که قلب و دل او به نور ولایت ما روشن شده است را نیز نمی توان شناخت. 7 – توضیحی راجع به شعر مرحوم شبستري: تو چشم عكسي و او نور ديده * به ديده، ديده را ديده كه ديده 8 – توضیحی راجع به معنای ظهور در نزد اولیاء وعرفاء الهی. 9 – مقام خلافةاللَهي يعني مرتبۀ اعلاي از حضور كه بالاتر از آن تصوّر نميشود. 10 – معرفت پروردگار به معناي تحقق اسماء كليۀ پروردگار در وجود انسان ومتخلّق شدن به اخلاق الهی است.
حقیقت مقام انسان کامل و مقام خلیفةاللَهی
15هر چه انسان معرفتش بالاتر برود، نسبت به قیامت بیشتر بدنش میلرزد. نسبت به حساب و کتاب بیشتر بدنش میلرزد و نسبت به قرب پروردگار بیشتر ساعی و مُجد خواهد بود. پس بنابراین اینها همه باطل است. شنیدم یکی از افراد از قم رفته بود در عراق، یکی از آقایان عراق در صحبت وقتی که با ایشان صحبت میکرد گفته بود، یعنی میخواست تحریک کند بر اینکه خلاصه باید بیشتر رسید، نسبت به فقه باید بیشتر کار کرد، نسبت به مسائل ارتباط با مردم، صحبتی که کرده بود و حرفی که زده بود این بود، میگفت آقا مردم بخاطر فلسفه و عرفان و این مطالب عقلی نیامدهاند مسلمان شدهاند، مردم به خاطر روحانیّت و فقه و اینها آمدهاند و به دین گرایش پیدا کردهاند. باید به ایشان گفت: منظور شما از این مردم که هستند؟ مردم لبو فروشند؟ مردم قصابند؟ که هِرّ را از بِرّ تشخیص نمیدهند. اینها این هستند؟ خب دین اینها که از اول هم فایدهای نداشته است و خیلی همچین، چطور شما توجّهتان را روی این افراد دارید میکنید؟ خب اینها کسی نیستند که حالا انسان بخواهد بگوید اینها، بخاطر اینها آمدهاند، اینها همانهایی هستند که در زمان پیغمبر دنبال پیغمبر بودند. وقتی پیغمبر رفت، رفتند دنبال ابوبکر، اینها هم همین هستند. اگر منظور شما افراد فهمیده هستند، این افراد فهمیده با مسائل طهارات و نجاسات نیامدهاند متدیّن بشوند، اینها با مسائل اعتقادی و برهان و اینها آمدهاند، الآن امروزه کِه با همین صِرف یک نمای ظاهری و یک عمامه و قبا و اینها میخواهد بیاید؟ الآن امروزه دنیا، دنیای اعتقاد است، دنیای منطق است. دنیای برهان است، دنیای فلسفه است، دنیای احتجاج است. این حرفها تموم شد، اینها مال چهارصد سال پیش بود. الآن این حرفها نیست. حالا شما خودت فلسفه نخواندهای و از این مسأله بیبهره هستی. بله! این ارتباطات، ارتباطات با عوام است، این را قبول داریم. این ارتباطات مال عوام است و افراد و اینها. امّا شما میتوانید از یک دانه از این شبهات امروزیها نسبت به معتقدات، خود شما بیایید جواب بدهید؟ یا دست به دامن اهلش میشوی؟ آنجایی که پای دین در خطر است در کجا در خطر است؟ آیا در دین قصّاب و بقّال پای دین در خطر میافتد یا در مسائل اعتقادی؟ در کجای قضیّه است؟ آنوقت ما بیائیم مسائل و احکام ظاهری را بر علوم و قواعد علمی و اعتقادی ترجیح و تفضیل بدهیم چقدر ما از مرتبه پرت هستیم؟ چقدر از مرتبه ما دور هستیم؟
