حقیقت تعلیم اسماء و جایگاه وجودی ملائکه
14وَ عَلَّمَ آدَمَ اَلْأَسْمٰاءَ كُلَّهٰا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى اَلْمَلاٰئِكَةِ فَقٰالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمٰاءِ هٰؤُلاٰءِ إِنْ كُنْتُمْ صٰادِقِينَ ﴿البقرة، ٣١﴾ وقتی که اسماء را خدا تعلیم انسان داد و همه را تمام کرد آنوقت به ملائکه گفت حالا شما بگویید ببینیم میدانید اینها را یا نه؟ یعنی چه میدانید یا نه؟ مگر این جبرائیل همینی نبود که برای پیغمبر ما وحی آورد؟ خدا به این جبرائیلِ در این مقام میگوید: میدانی این آدم چه میداند؟ نه! نمیداند. پس معلوم میشود آن مقام بالاتر از این مقام وحی است بالاتر از این مقام علوم جزئیه است. آن مقام بالاتر است از مقام اراده در جزئیات و در قوالب و تعیّنات. آن یک مقامیست که ملائکه نمیتوانند به آن مقام دسترسی پیدا بکنند. انبئونی خبر بده ببینم من چه گفتم به آدم؟ من چه چیز یادش دادم؟ من چه در درونش گذاشتم؟ بگویید دیگر. مرحوم آقا میفرمودند: وقتی که ما نجف رفتیم، همان شب اول رفتیم درس آقای خوئی، خدا رحمت کند آقای خوئی را، درس تفسیر داشتند بعد هم تعطیل شد. میگفتند: درس تفسیر داشتند، این آیه را تفسیر میکردند و علَّم ادم الاسماء کلّها خدا این اسماء را به حضرت آدم تعلیم داد و بعد گفت انبئونی بِاسماء هولاء ایشان میفرمودند: منظور از اسماء همین اسماء جزئیه است سیب و گلابی و هلو و کدو و هندوانه و چغندر و هویج و مثلاً فرض کنید که اینهاست، تعجّب نکنید رفقا مسأله به این حرفها نیست. الآن آثار تعجب و اینها در شما پیدا شد، که یک نفر مرجع تقلید و اینها بیاید بگوید منظور از اسماء خیار و گوجهفرنگی است یا کدو حلوایی و فرض کنید که بادمجان است. اینها را ما یاد آدم دادیم و بعد به ملائکه گفتیم اگر راست میگویید بیایید بگویید ببینیم کدو به چه میگویند؟ بادمجان به چه میگویند؟ خوب معلومست کدو به یک چیز اینقدری میگویند، بادمجان هم که معلوم است، چغندر هم که خب. اینها را خدا به جبرائیل گفت بیا بگو؟

