حقیقت تعلیم اسماء و جایگاه وجودی ملائکه
10به یکی میگویند نه! تو میتوانی فرض بکنید که تا سیهزار پا بروی بالا، مسائلی که در آنجا هست، بالای ابرها، این هواپیمایی که در یک کیلومتر دارد میرود از ابرها خبر ندارد چون ابر بالاتر است دیگر، حالا بعضیها در بعضی مواقع. ولی او نه! او میرود آن بالا ابرها را میبیند جریان بادها را میبیند که در آنجا هستند اطّلاعاتش اضافه میشود. این هواپیما هیچوقت نمیتواند بفهمد ابر چیست چرا؟ چون ابر بالاتر از اوست، نمیتواند بفهمد. بله حرکت میکند، خود او و سرنشینان او، میبینند، دریا را میبینند زمین را میبینند. چون اینها همه زیر یک کیلومتر فرض کنید که قرار دارند حرکت میکنند. این پرندهها، بعضیها فرض بکنید که تا پانزده متر تا بیست متر این حشرات نمیتوانند بروند بالا، بعضیها بیشتر بعضیها بیشتر بعضیها از این پرندهها مثل شاهین میگویند که حتی در ارتفاع چند کیلومتری هم اینها میتوانند پرواز کنند. از آن بالا همه را بر میدارد تحت نظر خودش قرار میدهد، میچرخد، این صیدها را میبیند اینهایی که میخواهد صید کند جولان میدهد. این پرندهای که الآن دارد از یک کیلومتری پرواز میکند نمیتواند بفهمد که شاهین در بالای سر او دارد او را میبیند و ممکن است او را صید کند نمیفهمد، فهمش نمیرسد. چرا؟ چون قدرت ندارد سعۀ او همین قدر است درک او همین قدر است. چون سعهاش اینقدر است درکش هم همین قدر است. بله! در همین مرتبه آن چه را که هست تا هر وقت بال میتواند بزند میتواند تماشا کند تا که بیاید بنشیند.
مدرکات انسان، اولیاء خدا فرقشان با غیر اولیاء خدا همین است. ما اصلاً نمیتوانیم بفهمیم که اولیاء خدا به چه فکر میکنند؟ نمیتوانیم. صد سال هم کنارشان بنشینیم نمیفهمیم! چرا؟ چون مرتبۀ ما مرتبۀ محدود است مقیّد است. با ما حرف میزنند با ما غذا میخورند با ما میخندند با ما میخوابند با ما سفر میروند با ما حرکت میکنند. ولی او الآن چه درک میکند و چه در مغزش دارد خطور میکند و دلش در کجاست؟ ما نمیفهمیم. مگر اینکه به آن تجرّد برسیم. پس ملائکه فرقشان با انسان در این است که ملائکه سعۀ وجودی آنها مادون سعۀ وجودی و تجرّد جوهری آدمیست.

