حقیقت تعلیم اسماء و جایگاه وجودی ملائکه
9یک بچهای که پنج ساله است شما به او معادله را نمیتوانید بگویید حل کن، ولی در همان محدودۀ فکرش هی میتوانید برای او مطالب جدیدی بیاورید، در همان محدوده. امروز برای او یک کتاب بخرید فردا برای او یک اسباببازی بخرید پسفردا برایش یک چیز دیگر بخرید. در همان محدوده هی میتوانید اطلاعات او را اضافه کنید. ولی از نقطۀ نظر درک و فهم نمیتوانید به درک او اضافه کنید، چون نمیکشد. این باید زمان بر او بگذرد تا بتواند یک مطالب دیگری را درک کند. برقی که الآن در این پریز هست نمیتوانید به او بفهمانید کیفیت عمل این برق را در نفس و در جان و تأثیری را که میگذارد و این موجب میشود انسان از بین برود، میگویید چه؟ میگویید دست به این نزن، توی این لولو هست، آن برداشت از لولو باعث میشود چه؟ باعث میشود این از این برق اجتناب کند. حالا اگر هر چه بخواهید بگویید که آقا این وقتی که وارد بدن میشود با آن جریان منفی بدن وقتی که مثبت شد قلب را از کار میاندازد. این مگر میفهمد؟ هر چه بگویید نمیفهمد. امّا در آن میزان فهم خودش، به این مقدار لولو بودن را میفهمد. برق را تشخیص میدهد آتش را تشخیص میدهد، چیزهای خطرناک را، با این نحوه میتوانید به او حالی کنید. وقتی که بزرگتر شد آنوقت آمد فهمید جریان متناوب چیست؟ حرکتی که در این [سیم] برق انجام میشود چیست؟ این موجی که میرود میآید و چگونه تولید میشود از آن منبع خودش، حالا توربین است یا نیروگاه است یا سد است آب است هر چه هست، این را وقتی که متوجه شد آن موقع به فلسفۀ این تأثیر میتواند پی ببرد. مسألۀ علم انسان و علم ملائکه هم همینطور است.
ملائکه نه اینکه در یک رتبه ثابتند و مانند چوب هیچ تغییر و تحوّلی در اینها نیست، نخیر! اینطور نیست. ملائکه هر لحظۀ آنها در نگرشی دیگر و در تغییری دیگر و در ابتهاجی دیگر و در سِیری دیگر و در نمایشی دیگر و در بروز و ظهورات دیگری از جلوات پروردگار است. هر لحظۀ آنها یک حرکت جدیدیست، ولی محدوده فرق میکند. یعنی خدا اینها را آورده فرض کنید که در این مرتبه، گفته در این مرتبه بینهایت شما میتوانید ببینید. یکی را میبرد روی پشت بام میگوید از روی پشت بام تا بینهایت هر جا کار میکنی ببین. عینک بزن دوربین بزن تلسکوپ بزن ولی بالاتر را نه، یک سقفی قرار داده. یکی را میبرند در طبقۀ دهم میگویند اینجا را تا بینهایت ببین میتوانی ببینی. این هواپیماهائی را که درست میکنند هر کدام این هواپیماها یک قدرتی دارند، یکی تا یک کیلومتری بیشتر نمیتواند برود، بخواهد بالاتر برود سقوط میکند، قدرت ندارد بیشتر برود. یکی تا دو کیلومتری میرود یکی تا فرض بکنید که دههزارپا، ده کیلومتر، سیهزارپا میرود بالا، یکی بالاتر، بعضیها میآیند، طوری هستند که حرکت میکنند و میروند و از آن جو میگذرند و در بالای جو قرار میگیرند و میتوانند بالاتر هم بروند. بسته به استعداد آنها، حالا این هواپیمایی که در یک کیلومتر دارد حرکت میکند میگویند میتوانی بروی در این یک کیلومتر، برو تماشا کن، برو بیابانها را ببین، حدّی برایت نمیگذاریم. برو بیابانها را ببین برو دریاها را ببین برو صحراها را ببین، میگوید چقدر راه بروم؟ آنقدر که بنزین توی تو هست میتوانی راه بروی، هر چقدر. در این مرتبه و در این مرحله بینهایت.

