حقیقت تعلیم اسماء و جایگاه وجودی ملائکه
7ولی آنکه میگوید بیا بخوان، اینها را بفهم. بذر این درخت تناور را میخواهد در قلب او بکارد. این بذر را باید در زمین کاشت، بیست سانت باید توی زمین را کاشت، نه اینکه همینطوری توی زمین انسان ول بدهد، خب یکی هم میآید یک لگد میگذارد، این که چیز نمیشود، باران میآید خرابش میکند. باید توی زمین باشد آب بخورد کمکم کمکم بیاید بالا تا بعد بشود یک درخت. مطالعۀ کتابهای ایشان شرط اساسی برای دلالت بر مقصود است، شرطش همین است. بنده واقعاً الآن که کتابهای ایشان را میخوانم، میبینم ایشان این مطالب را برای الآنِ من نوشتند، منِ بعد از این سن، برای همین الآن من نوشتند، واقعاً اینطور است. یعنی الآن میبینم که این مطلب مال من است و من باید به آن عمل کنم، عمل کردم که هیچ، عمل نکردم باختم.
انسان جوهرهاش جوهرۀ علم است، چرا امام سجاد علیه السّلام معرفت را به عنوان شرط محقق برای حرکت در اینجا ذکر میکنند؟ بدون معرفت هیچ راهی وجود ندارد. هیچ سیری وجود ندارد. چون جوهرۀ وجودی انسان علم است. بدون علم انسان حیوان است، حیوان، جماد است. فرق بین انسان و حیوان چیست؟ فرق در فهم است نه در جسم، در جسم حیوان خیلی از انسان جلوتر است. یک گاو سیصد کیلو وزن دارد انسان هشتاد کیلو وزن دارد، چهارصد کیلو وزنش است. یک فیل گاهی اوقات میگویند تا دوازده تن سیزده تن هم وزن دارد. اما انسان نه، انسان هفتاد کیلو، هشتاد کیلو، صد کیلو وزنش است، پنجاه کیلو. فرق بین انسان با سایر موجودات در جوهرۀ او است که جوهرۀ او علم و معرفت است. زیرا آن مادّۀ وجودی انسان، مادهایست که از نقطۀ نظر تجرّد و جامعیّت اسماء الهی از همۀ موجوداتِ دیگر دقیقتر و ظریفتر و مجرّدتر است، حتّی از ملائکۀ مقرّب، و به هر مقدار که این جوهرۀ وجودی تجرّدش بیشتر باشد، لازمۀ ذاتی او که وجود علم حضوری او به خود و به آثار اوست هم بیشتر خواهد شد. و هر چه این جوهرۀ وجودی بعیدتر باشد و تجرّد او کمتر باشد آن جنبۀ علم نسبت به ذات و نسبت به صفات و آثار و اسماء هم کمتر خواهد بود. و چون انسان از خودِ ذات پروردگار نشأت گرفته است بدون واسطۀ در مراتب وجود، پس بنابراین حیثیّت وجودی انسان همان حیثیّت وجودی پروردگار است. این میشود مقام خلافة اللَهی.

