حقیقت تعلیم اسماء و جایگاه وجودی ملائکه
13لذا خدا فرمود: وَ عَلَّم ادَمَ الاسماء این موجودی که موجب مباهات و فخر عالم امکان و فخر موجودات بود این خصوصیتش چه بود؟ این بود که علم اسماء در ذات او به ودیعه گذاشته شده بود. خدا به انسان علم اسماء خودش را داد اسم چیست؟ اسم عبارت است از آن مرتبۀ ظهور و بروز علمی ذات. چون خود ذات فی حدّ نفسه آن خود ذات که بروز علمی ندارد، خودذات من حیث هو هو، فقط خود اوست. بروز علمی ذات که منشعب از خود ذات است و متشعب از خود ذات است آن بروز علمی میشود چه؟ میشود اسم، آن بروز قدرت میشود اسم، آن حیات میشود اسم، اسم یعنی نمود ذات در عالم خارج، نمود ذات و نمودار و بروز او به صور مختلف این میشود اسم ذات. ذات پروردگار جوهرۀ او جوهرۀ وجود است، و خود این وجود من حیث هُوَ هُو علمٌ بذاته و علم به ذات او عبارت است علم به اسماء و صفات او. یعنی ظهور و بروز او در خارج.
خدای متعال میگوید من آمدم یک خلیفهای درست کردم که همان اسمی که از من متراوش است از او تراوش میکند. همان قدرتی که از ذات من تراوش میکند بلاواسطه از او تراوش میکند. من یک همچنین کسی هستم من یکی همچنین ذاتی را آمدم درست کردم و عَلَّمَ ادم الاسماء خدا آمد اسماء را به آدم تعلیم کرد. نه اینکه بنشیند در گوشش بگوید که این این این. اسماء چیست؟ اسماء مقام واحدیت احدیت الذات است. این را میگویند اسماء. بعضیها در کتابها من دیدم، مقام هو هویت را با مقام احدیت فرق گذاشتند، مقام احدیت را همان مقام به شرط لای هو قرار دارند، ولی این فرق به نظر صحیح نمیسد. احدیت همان منتزع هو هویت است و مساویست به حمل شایع، نفس اوست. هو هویت یعنی به شرط لا، هو هویت، نه اینکه لحاظ عدم قید، قیدٌ له، این لحاظ، لحاظ ذاتیست نه لحاظ اعتباری عقلی. هو اقتضای احدیّت میکند، شما احدیت را نمیتوانید از هو بگیرید ولی هو اقتضای واحدیت نمیکند، مگر در رتبۀ بعد، مگر وقتی که مقید بشود. مقام هو همان مقام احدٌ است و مقام احدٌ نفس مقام هوست. وقتی که آن هو میخواهد ظهور پیدا کند و قوام و قدرت و علم خود را اعمال کند میشود مقام واحدیّت. این مقام واحدیتت مقام انسان است. تعبیر آورده میشود به نفس پیغمبر أوَّلُ ما خَلَقْ، أوَّلُ ما خَلَقَ نُوری یا جابر یا عقل اول یا صادر اول و به تعابیر مختلفی که در این زمینه نسبت به این قضیه آورده میشود. خدای متعال آمد تعلیم کرد، تعلیم کرد یعنی چه؟ یعنی همین که آن ذات و جوهرۀ انسان را از ذات خود متراوش کرد، این علوم در مقام واحدیت در ذات انسان قرار دارد، این مقام مقام تعلیم است، نه اینکه چیزی یادش داده.

