
احکام ضمان
تعریف ضمان. ارکان سهگانۀ ضمان. شرایط ضامن و مضمونٌله. وجوب التزام به عقد ضمان، و اسباب جواز فسخ آن. شروط لازم برای تحقّق عقد ضمان. بریءالذّمه شدن مضمونٌعنه پس از انتقال ذمّهاش به ضامن بهواسطۀ عقد ضمان. عدم مشروطیّت صحّت ضمان به اذن مضمونٌعنه. احکام ضمان حال و مؤجَّل. حکم برائت ذمّۀ ضامن از بخشی از مورد ضمانت. احکام بدهی و طلب مدّتدار در صورت فوت یکی از طرفین. احکام ضمانت در صورت فوت ضامن. آثار انتقال ذمّۀ مضمونٌعنه به ضامن بهواسطۀ عقد ضمان. احکام تسلسل ضمانت در امر واحد. احکام ضمانتِ بالإشتراک. احکام ضمانت استقلالیِ دو نفر. لزوم تعلّق ضمان به ذمّه. احکام ضمانتِ غیر مالی. صحّت ضمانتِ به غیر از مورد ضمان. شرایط متعلَّق ضمان. حکم ضمان نسبت به مورد استیجاری. حکم ضمانت نسبت به عین خارجی. لزوم ضمانت در مقابل امرِ محقَّق. احکام ضمانت به همراه رهن و وثیقه. حکم تقاضا از شخص دیگری جهت اداء قرض فرد بدهکار.
احکام ضمان
توضیحات:
تعریف ضمان. ارکان سهگانۀ ضمان. شرایط ضامن و مضمونٌله. وجوب التزام به عقد ضمان، و اسباب جواز فسخ آن. شروط لازم برای تحقّق عقد ضمان. بریءالذّمه شدن مضمونٌعنه پس از انتقال ذمّهاش به ضامن بهواسطۀ عقد ضمان. عدم مشروطیّت صحّت ضمان به اذن مضمونٌعنه. احکام ضمان حال و مؤجَّل. حکم برائت ذمّۀ ضامن از بخشی از مورد ضمانت. احکام بدهی و طلب مدّتدار در صورت فوت یکی از طرفین. احکام ضمانت در صورت فوت ضامن. آثار انتقال ذمّۀ مضمونٌعنه به ضامن بهواسطۀ عقد ضمان. احکام تسلسل ضمانت در امر واحد. احکام ضمانتِ بالإشتراک. احکام ضمانت استقلالیِ دو نفر. لزوم تعلّق ضمان به ذمّه. احکام ضمانتِ غیر مالی. صحّت ضمانتِ به غیر از مورد ضمان. شرایط متعلَّق ضمان. حکم ضمان نسبت به مورد استیجاری. حکم ضمانت نسبت به عین خارجی. لزوم ضمانت در مقابل امرِ محقَّق. احکام ضمانت به همراه رهن و وثیقه. حکم تقاضا از شخص دیگری جهت اداء قرض فرد بدهکار.
احکام ضمان
12افرادی هستند که با چک و سفته کار میکنند و دست مردم بدهیهای مدّتدار و طلبهای مدّتدار دارند. بدهی مدّتدار یعنی: «من متعهّدم که این مقدار را در رأس مدّت بپردازم و شخص طلبکار نمیتواند زودتر بیاید از انسان طلب کند و بگیرد.» و طلبهای مدّتدار هم معنایش همین است که انسان زودتر از سر رسید، حقّ مطالبه ندارد؛ باید سر رسید برسد تا انسان بتواند برود و طلبش را طلب کند. حالا اگر انسان بدهیهای مدّتدار داشت و از دنیا رفت، تمام آن بدهیهای مدّتدار، بدهیِ حال میشود؛ یعنی تمام طلبکارها میتوانند الآن طلبشان را بگیرند. مثلاً شخصی ده هزار تومان در مدّت شش ماه به دیگری بدهی دارد، یا پنج هزار تومان در مدّت دو سال بدهی دارد، یا سه هزار تومان در رأس پانزده روز بدهی دارد، یا صد هزار تومان در رأس ده سال بدهی دارد، و الآن از دنیا میرود، تمام این بدهیها «حال» میشود؛ یعنی نمیتوانند اموال او را بین ورثه قسمت کنند مگر اینکه فعلاً تمام بدهیهای مدّت دار او را بپردازند.
امّا عکسش اینطور نیست؛ یعنی اگر کسی از دنیا برود، طلبهای مدّتدارش حال نمیشود، بلکه وصی یا قیّم باید صبر کند و در رأس مدّتی که میرسد، بدهی را از آن بدهکارها طلب کند. وقتی طلبها را گرفت، روی ما تَرَک میگذارد و بعد قسمت میکند و سهام هر کدام از ورّاث را به حساب خودشان میدهد.
احکام ضمانت در صورت فوت ضامن
حالا در مسئلۀ ضمان، شخصی از دیگری طلبِ حال دارد؛ مثلاً الآن از شما ده هزار تومان میخواهد. ضامن ضمانت میکند که: «من در رأس یک ماه میپردازم.» در اینجا ضامن در رأس یک ماه بدهکار میشود و الآن بدهکار نیست. حالا اگر ضامن بعد از ده روز بمیرد، این ده هزار تومانی را که تعهّد کرده است که: «در مدّت یک ماه میپردازم»، باید الآن بپردازند؛ چون فوت کرده است و این بدهیِ بیست روز بعد، «حال» میشود. پس وصی و قیّم باید آن طلب را همین الآن به آن شخص طلبکار بپردازند. همچنین ورثۀ ضامن هم میتوانند الآن به مضمونعنه مراجعه کنند و از او بگیرند؛ چون اصلِ طلب حال بوده است و بعد از أجل نبوده است.
