
احکام ضمان
احکام ضمان
21یا مثلاً در أعمال ـ مثل خیّاطی، نجّاری، آهنگری و سایر کارهای کارگری که انسان باید آنها را با بدنِ خود انجام بدهد ـ شخصی عمل شخصِ دیگری را اجاره میکند و او را به روزی صد تومان یا دویست تومان اجیر میکند که: «هر روز فلان مقدار ساعت برای من کار کن.» این مورد هم بر دو قسم است:
یک وقت او را اجیر میکند که خودش بالمباشره و با بدنِ خود کار کند و این لباس را بدوزد یا این در را بسازد یا این پارچه را ببافد و امثال اینها. در این صورت آن عملِ خارجی و مشخّص در تحت عقد اجاره درآمده است و انسان این را نمیتواند ضمانت کند؛ چون عمل، عمل خارجی و مشخّص است و عملی است که باید خودِ او انجام بدهد، چگونه انسان آن را بر عهدۀ خودش بگذارد؟!
امّا اگر این شخص، او را اجاره کرد که من چنین عملی را از تو میخواهم، حالا خواه بالمباشره انجام بدهی یا بالتّسویط؛ یعنی دیگری انجام بدهد یا چند نفری انجام بدهید، من این عمل را از شما میخواهم. مثلاً شخصی میرود پیش نجّار و میگوید: «من یک در با این خصوصیّات میخواهم.» او هم میگوید: «قبول دارم، من چنین دری با این خصوصیّات به شما تحویل میدهم.» و با آن نجّار شرط نمیکند که باید خودت بالمباشره ساختن این در را تصدّی کنی، بلکه آن نجّار میتواند به دیگری مراجعه کند و او بسازد یا اینکه شاگرد نجّار بسازد و خودش نظارت کند؛ چون عین عملِ این شخصِ نجّار در تحت اجاره در نیامده است، بلکه این نجّار بر ساختنِ این در تعهّد کرده است تا اینکه منفعتش برای شخص موجر باشد، اعمّ از اینکه خودش انجام بدهد یا شخصِ دیگر. بنابراین آن نجّار بدن و فعل خودش را در تحت اجاره در نیاورده است، بلکه ذمّۀ خودش را مشغول کرده و گفته است: «من ذمّۀ خودم را مشغول میکنم که از عهدۀ این دستور شما بر بیایم و متعهّد میشوم که چنین چیزی را که شما میخواهید به شما بپردازم.»
