اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت تحصیل علم همراه با تهذیب نفس و مراقبه

14486
سال 1426
نسخه عربی

اهمیت تحصیل علم همراه با تهذیب نفس و مراقبه

3
  • امیرالمومنین علیه السّلام با کی نجوا می‌کرد؟ به کی اسرارش را می‌گفت؟ به کی می‌گفت؟ به هر آدمی که در خیابان راه برود صداش می‌کرد یا به میثم می‌گفت؟ به حبیب بن مظاهر می‌گفت؟ به رُشَید هجری می‌گفت؟ به اصبغ بن نباته می‌گفت؟ به زید و صعصعة بن سوحان؟ به چه کسانی؟ به مالک اشتر؟ به کی می‌گفت؟ به اینها می‌گفت یا می‌رفت به آنها می‌گفت؟ اسرارش را درد دلش را و سرّش را و آن چرا که کسی نباید بداند و اگر بداند وضع او بهم می‌ریزد و اوضاعش و زمام کارش از بین می‌رود. به کی باید بگوید؟ بعضی از این مطالب و اسرار، مطالبی بود که اگر حضرت اینها را به غیر از اینها می‌فرمود اصلاً دین اینها کن فیکون می‌شد کافر می‌شدند اصلاً. به طور کلّی ذهن و یافته‌ها و مرتکزات اینها به طور کلّی از بین می‌رفت. امام سجّاد علیه السّلام می‌فرماید: که خدا یک علومی داده است یک اسراری داده که من دهان باز کنم مردم می‌گویند تو بت‌پرستی. أنت ممّن یعبد الوثنی خب این چیست که یعبد الوثنی؟ خب طبعاً یک مطالبی است که در حیطۀ قدرت و سعۀ افراد نیست. نمی‌توانند تحمّل کنند بعد به این کیفیت مسأله بروز پیدا می‌کند، علی کل حال.

  • معرفت التزام می‌آورد، التزام نسبت به آنچه را که انسان شناخت دارد. این التزام به این معناست که انسان باید خود و نفس خود را بر آنچه که معرفت پیدا کرده است محدود و مهار کند. اینطور نباشد که شناختی نسبت به قضیّه و مطلب و مکتبی پیدا بشود و بعد با همین شناخت انسان سرخوش باشد سرحال باشد بازی کند. مثل اینهایی که دم از عرفان و تصوّف و این گونه مطالب می‌زنند بعد هم حالا مثلاً یک دمی به خمره هم ‌زدند، حالا بالأخره مسأله‌ای نیست و حالا فرض کنید یک کار خلافی هم کردند، حالا اشکالی ندارد حالا با هر کسی هم نشست و برخاست کردند مهم نیست، راه باز است خداوند سعه دارد و رحمت خدا واسع هست و....، عرفان را به عنوان یک وسیله برای گذران دنیای خودشان قرار دادند. با آن کنفرانس می‌دهند سمینار می‌دهند کتاب می‌نویسند این طرف و آن طرف می‌روند، گذرانست، گذران، مثل سایر چیزها. یک وقتی یکی هنرپیشه هست تئاتر بازی می‌کند این وسیله برای گذرانست دیگر، تئاتر بازی کند پول می‌گیرد، زندگیش را می‌گذراند. این هم یکی است این هم تئاتر است.