اهمیت تحصیل علم همراه با تهذیب نفس و مراقبه
5این شعرها وحی بود که بر قلب او به این صورت میآمد. نه وحی اصطلاحی، وحی به معنای الهامِ بلاواسطه از مبدأ. از همانجایی که امام علیه السّلام میگیرد، از همانجا اولیاء خدا میگیرند، بواسطۀ امام، بواسطۀ نفس امام و به واسطۀ ولایت امام، آنها هم همان را میگیرند. اگر امام صادق بیاید و این معانی مثنوی را در کنار آن حضرت قرار بدهند بگویند آقا شما تأیید میکنید این را؟ حضرت میگوید: بله من تأیید میکنم، اینها همین مطالب من است که به نفس مولانا القاء کردم، الآن دارد از آن زبان در میآید، الآن دارد از آن نفس خارج میشود. اگر به امام سجاد بگویند آقا مطالب فتوحات و فصوص محیی الدّین مورد تأیید شماست؟ حضرت میفرماید: بله که مورد تأیید من است. ولایت ما در وجود محیی الدّین موجب شده است که مطالب ما از این زبان به این صورت در بیاید. من که نمیتوانم فتوحات بنویسم، من که نمیتوانم فصوص بنویسم. امام رضا علیه السّلام میفرماید: این مطالب اولیاء شرح همین روایاتست که من برای شما بیان کردم. راجع به توحید راجع به وجود، از زبان اینها دارد اینها در میآید، بی برو برگرد. اشعار حافظ عبارتست از معارفی که آن معارف، خود مغزا و باطن روایات ائمه علیهم السّلام است که دارد از این سینه بیرون میآید چرا؟ چون این به ولایت رسیده.
فرق بین این جناب و جناب سعدی در این است که سعدی هم خدا رحمتش کند من نمیگویم حالا سعدی فیلم بازی میکرد، نه! این را نمیگوییم، ولی سعدی جمعآوری کرد. حافظ از درون سخن گفت و مطلب درون را بلاواسطه بیان کرد، خیلی فرق است. آن جمعآوری کرد، هزار و یک اشکال هم در اشعارش هست. امّا تو شعر حافظ شما نمیتوانید اشکال پیدا کنید. توی کلام مولانا نمیتوانید اشکال پیدا کنید چرا؟ چون او متّصل به ولایت است امّا بقیّه نه، همین را میگیرند، همین اشعار را میگیرند، توی سخنرانیهایشان، توی خطابههایشان، توی کنفرانسهایشان، میآیند چاشنی مطلب دیگر خود میکنند، چاشنی شِرُّ ورّهایشان ها! بعد این خطابه را با رونق این اشعار به مردم جا میزنند. معلوم است کتابهایی که مینویسند چیست دیگر، مشخص است دیگر، داریم میبینیم. تفسیر، از علم تفسیر بالاتر چیست؟ تفسیر قرآن یاد میگیرند، از اینجا از آنجا جمعآوری میکنند، تفسیر المیزان مطالعه میکنند، تفسیر این کتابها را میبینند، استعداد دارند، نه اینکه ندارند، استعداد دارند حافظه دارند حدّت دارند ذکاء دارند. امّا این تفسیر و این بیان و این شرح برای حفظ و بقاء خود است، این میشود چه؟ هنرپیشگی، میشود تئاتر، تئاتر است. تئاتر است.

