لزوم معرفت به تکالیف و عمل بر اساس آن
5استخاره امام صادق علیه السلام
نمیدانم خدمت رفقا عرض کردم یا نه؟ به نظرم در یکی از جلسات عنوان عرض کردم ـ اینطوری که الآن در ذهنم هست ـ که یک نفر آمد پیش امام صادق علیه السّلام گفت: میخواهم به سفری بروم استخاره کنید که بروم یا نروم؟
حضرت استخاره کردند؛ حالا به چه کیفیت در روایت نیست. ولی حضرت فرمودند: «نه! این سفر برای شما خوب نیست.»
آن شخص رفت در سفر و اتفاقاً تجارت کرد و بضاعتی با خودش برده بود و به دو برابر قیمت اصلی بضاعتش را فروخت، با مال بسیار به وطن برگشت. پیش امام صادق آمد [و گفت:] آقا شما که گفتید استخاره بد آمد، این همه هم استفاده کردیم، اصلاً صد در صد ما منفعت کردیم و آمدیم.
حضرت فرمودند: «یادت میآید در فلان روز که در بین راه برف آمده بود و تو مجبور شدی برای اینکه به قافله برسی زود آمدی از خواب بلند شدی دیدی دارد آفتاب [طلوع میکند] و تو نمیتوانی نمازت را بخوانی [و برای این] که به قافله برسی نمازت قضا شد؟ این بد آمدن استخاره برای آن روزت بوده است.»
مگر استخاره فقط برای منفعت است؟! یک نماز از تو قضا شد، این سفر تو باطل شد. حالا برو صد برابر استفاده بیاور، پولها را روی هم بریز. پول برای تو خیر بوده یا آنچه که در نفس تو قرار گرفته است و الآن با توست برای تو خیر است؟! این پول که [از تو] جداست، دو متر با هم فاصله دارید. حالا تا سقف هم رسیده است خُب بالأخره با هم فاصله دارید. میگویید: نه [از ما جدا نیست]! دو نفر میآیند چاقو را در میآورند، اسلحه را در میآورند میگویند: آقا ما همۀ اینها را میخواهیم ببریم! خُب حالا [اگر میتوانید] آن را نگه دارید. هیچ، همه را بر میدارند میبرند. مگر نمیبرند؟! پس این دزدیهایی که میشود چیست؟ میآیند تهدید میکنند، آقا هر چه در جیبت داری بده، هر چه در مغازهات است بده، هر چه را میخواهی چهکار بکنی بده! پس معلوم است اینها برای انسان خیر نیست!

