اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم معرفت به تکالیف و عمل بر اساس آن

14185
سال 1426
نسخه عربی

لزوم معرفت به تکالیف و عمل بر اساس آن

4
  • خلاصه، هنوز نیامده و ندیده، گفت: شما اثبات صانع را با ادلّۀ عقلیّه و نقلیّه بفرمایید.

  • [عروس] گفت: چه می‌فرمایید؟ 

  • گفت: عرض کردم اثبات صانع را با ادلّۀ عقلیّه و نقلیّه بفرمایید!

  • [عروس]گفت: صانع به چه کسی می‌گویند؟

  • گفت: عجب! عجب! من خیال کردم شما مسلمانید! صانع، صانعِ اول، باری تعالی چطور شما او را با ادلّۀ عقلیّه اثبات می‌کنید؟ شما که نماز [می‌خوانید]؟

  • [عروس] گفت : والله ما خیال کردیم امشب شب اول عروسی‌مان است، نمی‌دانستیم شب اول قبر و سوال نکیر و منکرمان است!

  • آخر هر چیزی [جایی دارد.] اگر این [مورد] را بخواهید اصل جاری بکنید [مثلا] اصالت طهارت و حِلیّت و إباحه، اصلاً تشنگی را فراموش می‌کنید. اصلاً تا به حال هیچ‌وقت شده است کسی این لیوان آب را بخورد و این مطالب را در نظر داشته باشد؟! نه! آقا این آب را برمی‌داریم می‌خوریم می‌گذاریم سر جایش دیگر، این حرف‌ها نداریم!

  • شارع این اصل طهارت را برای این احتمالات غیر متعارف اصلاً جعل نکرده است! اصلاً در اینجا جعل نکرده است. اصلاً در اینجا اصل جاری نیست! اگر کسی بخواهد اصل جاری کند دیوانه است، مخبّل1 است! اجرای اصول عملیّه برای مواردی است که احتمال نجاست، احتمال عُقلایی است. مثلاً فرض کنید که قطعاً می‌دانید بچّه‌ایی در اینجا هست و در این بچه هم فرض بکنید که ـ‌ من‌باب‌ مثال ـ احساس رطوبت و اینها می‌کنید. خُب بچّه‌ایی که احساس رطوبت دارد خُب دستش، سرش، صورتش، اینها همچین مشخص نیست که خلاصه [این رطوبت از کجا آمده است]، این آمد و اتفاقاً در این آب دست زد؛ احتمال عُقلایی اینجا پیدا می‌شود که آیا این رطوبتی که الآن خودتان دارید مشاهده می‌کنید و این بچه با او تماس دارد، آیا این رطوبت سرایت کرده است یا نه؟ اینجا اصل طهارت می‌آید. نه در آن احتمال اول. 

  • معنای استخاره و جایگاه آن

  • بعضی‌ها بودند [برای هرچیزی پیش مرحوم آقا می‌آمدند]. مرحوم آقا می‌فرمودند که: «آقاجان استخاره برای امور مهمّ است. آن هم دأب و دیدَن بزرگان و اهل توحید بر عدم استخاره است. راه برای این مطلب همان چیزی است که نقل کردند: انسان دو رکعت نماز استخاره بخواند و بعد از نماز صد مرتبه سر به سجده بگوید استخیر الله برحمته و امر خود را واقعاً و قلباً به خدا تفویض کند، این می‌شود استخاره.» این معنا، معنای استخاره است. استخاره یعنی طلب خیر، نه طلب منفعت. [طلب] آنچه که خدا برای انسان از خیر می‌خواهد. چون خدا گاهی اوقات خیر انسان را در منفعت نمی‌خواهد.

    1. دیوانه