اهمیت مساله رفیق در مسیر سیر و سلوک
18وقتی این نماز شب در درون شما مؤثر است که شما تفاوتی بین خود و بین آن کسی که خوابیده است نبینی، واقعاً نبینی. من نمیگویم او را از خودت جلوتر ببینی که باید اینطور باشد. نه، اقلاً انصاف داشته باشیم یر به یرش کنیم. هماهنگش کنیم دو کفّۀ ترازو را، بگوییم آقا به همان مقدار که آن عیب دارد پنجاه همان را هم ما داریم، حالا که اینطور است پس هر دو با هم رفیقیم. هم با تو رفیقیم هم با این رفیقیم. من برای تو دعا میکنم تو هم برای من دعا کن. من برای تو کار میکنم تو هم برای من کار کن، با هم میریزیم در یک کشکول، با هم قسمت میکنیم تا آنها خودشان به بزرگی خودشان همه را یک کاسه دربست پرونده را بسته رد کنند. میشودها، گاهی اینجوری هم میشود، باز نمیکنند پرونده را، چون حوصلۀ خواندنش را ندارند، اینقدر کارمان خراب است میگویند: ای بابا تا بخواهیم وقتمان را بگذرانیم خیلی خُب بابا، خُب قبول. از این کارها هم میکنندها، از این کارها هم میکنند ولی چیزی که میخواهند از ما، یک خورده انصاف میخواهند.
انصاف را از دست ندهیم. ابتهال را از دست ندهیم. مناجات را از دست ندهیم. حقّ را زیر پا نگذاریم. مطالب را به خود نسبت ندهیم، مسائل را به خود نسبت ندهیم. همۀ ما عیب داریم. همۀ ما گرفتاری داریم آقا جان، رفیقانه داریم صُحبت میکنیم دیگر، رفیقانه داریم حرف میزنیم. واقعاً عرض میکنم، من شوخی ندارم و این را حمل بر، انشاءاللَه، رفقا حمل بر تواضع نکنند، چون من در مقام تواضع حرف نمیزنم، حمل بر تواضع نکنند، از من گرفته عیب داریم، بقیّه هم داریم، چیزهای خوب هم داریم نه اینطور نیست که بخواهیم....، یک خورده به خودمان احترام بگذاریم، یک خورده خودمان را چیز کنیم. نمیخواهیم بگوییم صددرصد خرابیم، نه چیزهای خوب هم داریم. اما آن خوبیها مال آن است، هان! انصاف داشته باشیم، خوبیها از اوست. صفات خوب از اوست. ملکات خوب از اوست. وَ ما بِکُم مِن نِعمَۀٍ فَمِنَ اللَه. این گشایشی که شما در ذهنتان میبینید این گشایش نعمت است و از خداست. این انبساط، این بخشش، این جود، این رحمت، این عطوفت، این رفاقت، این اُخوَّت، اینها چیست؟ همه از خداست. بیاییم انصاف داشته باشیم، آنها هم میآیند چشمشان را میبندند، نسبت به بقیّه چشمشان را میبندند، از ما انصاف میخواهند.

