اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت مساله رفیق در مسیر سیر و سلوک

14369
سال 1426

اهمیت مساله رفیق در مسیر سیر و سلوک

14
  • این مدّتی پیش آقا بوده، بنده هم پیش آقا بودم، این یک چیزی از آقا شنیده است من هم یک چیزی از آقا شنیدم خُب ما با هم باشیم بهتر است یا اینکه از هم جدا باشیم؟ از هم جدا باشیم این موجب این نمی‌شود که جای این افراد را کِسان دیگر بیایند پرکنند. بالأخره انسان یک رفیق می‌خواهد دیگر. وقتی این رفیق نشد یک رفیق دیگر از یک جای دیگر می‌آید جای این را پُر می‌کند. آیا این را داشتی برای تو مفیدتر بود یا اینکه یکی دیگر آمده است جایش را پر کرده است؟ اگر او مفیدتر است بسیار خُب حرفی نیست. به همین مقدار، زیادتر هم نه. یعنی فقط همین مقدار را ـ حالا عرض کردم بیش از این دیگر که حالا چه مسائلی هست کاری به آنها نداریم ـ حداقل، اقل چیزی که می‌توانیم در اینجا بگوییم این است که آن تجربه و آن اشتراک در مسیر که در بین این افراد و این رفقا که در این مجموعه و در این مکتب قرار دارند، آیا این مفیدتر است یا اینکه انسان برود کنار و برود دنبال خودش و بعد هم یک مسائل دیگر و یک افراد دیگر بیایند جایگزین بشوند و بعداً هم دیگر مشخص می‌شود کم‌کم، کم‌کم که مسائل به کجا می‌رسد و سر از کجاها در می‌آورد و عمر دیگر چطوری می‌گذرد؟ دیگر به بطالت و به....، این حداقل، اقل چیزی است که می‌توانیم بگوییم، این حداقلش است.

  • گفتم من اگر جای اینها بودم این رفقا را ول نمی‌کردم، این از من. من بودم در مقام اختیار و انتخاب رفیق و صدیق، دنبال یک آدم در کوچه خیابانی بودم یا کسی که بالأخره سالیانی پیش آقا بوده مرحوم آقا بوده با این رفقا بوده، مطلبی شنیده است، همین‌قدر یک مطلبی. بیاید بگوید ما فلان روز پیش فلان بزرگ بودیم و این مطلب را گفت. همین کفایت نمی‌کند؟ همین، ارزش ندارد؟ و همین مقدار ارزش ندارد؟ به همین مقدار کافی نیست؟ آنی که می‌آید می‌گوید پس خداحافظ، حالا که اینطور است ما رفتیم، این معلوم است تا به حال بر ناز آمده است، بر بال ناز آمده است نه بر درد نیاز آمده است. اگر درد نیاز است می‌گوید: آقا باشد، آقا وصّی ندارند خُب نداشته باشند. آقا بعد از ایشان کسی ولیّ نیست خُب نباشد. مگر حتماً باید ولیّ باشد؟ که گفته است؟ که گفته است؟ مگر مرحوم آقا آن هفت سالی که پیش علامۀ طباطبایی بودند علامۀ طباطبایی ولیّ خدا بود؟ نخیر نبود، نبود. بنده در کتاب آورده‌ام، نبود. مگر ایشان آن هفت سالی که در نجف بودند آقای آقا شیخ عباس قوچانی و بقیّۀ افراد مگر اینها از اولیاء خدا بودند؟ اولیاء خدا به معنای یک قدری اعم‌ترش که اینها بالأخره کار کرده بودند صادق بودند، اهل مراقبه بودند، مقرّب بودند خُب بله، ولی نه آن ولیّ اصطلاحی، آن ولیّ اصطلاحی و آن اولیاء اصطلاحی، نخیر آقا، نبودند، نبودند. ولی خُب آقا گفتند که حالا که اینطور است پس می‌رویم پی کارمان؟ نه با آقا شیخ عباس کار داریم نه با آقا سید عبدالهادی شیرازی کار داریم نه با آقای آقا سید جمال گلپایگانی کار داریم نه با آقای آقا شیخ محمد جواد انصاری کار داریم، با هیچ کس کار نداریم و همینطور بعضی افرادی که دیگر خُب حالا اسمشان را نمی‌آورم. با اینها همه مربوط بودند. حالا که اینطور است به هیچ کس کار نداریم می‌رویم دنبال خودمان. خُب هیچی، نخیر! فایده‌ایی هم نمی‌بردند، نفعی هم نمی‌بردند.