اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توضیح فرمایش امام سجاد علیه السلام «معرفتى یا مولاى دلیلى علیك»

14070
سال 1426

توضیح فرمایش امام سجاد علیه السلام «معرفتى یا مولاى دلیلى علیك»

13
  • یکی از رفقا بود حالش خیلی خوب بود من از این حالش خیلی خوشم می‌آمد. این در ارتباط با افراد به عکس بود. یعنی اگر یکی مریض می‌شد تازه می‌رفت سراغش، می‌رفت بیمارستان، می‌بردش دکتر، می‌رفت کمک می‌کرد، می‌رفت.... وقتی خوب می‌شد می‌‌گفت حالا خوب شد دیگر، بالأخره تا گرفتار می‌شد می‌رفت سراغش، این حال خوبی است. البته باید انسان در دو حال باشد ما تأیید نمی‌کنیم که فقط [در یک حال،] نه، در هر دو. ولی حالا اگر کسی قرار بر این است که یک طرف را بگیرد، حالا این طرف را بگیرد نه اینکه وقتی سفره می‌اندازد بیایند. وقتی که طرف گرفتار است اصلاً برود و پیدایش نشود. برای رسیدن به آن قدرت دست به دامن این و آن و این و آن، اما همینکه به قدرت رسید همه چی را فراموش می‌کند. نه دیگر، رسید دیگر، رئیس شد دیگر. وکیل شد وزیر شد، نه دیگر تمام شد رفت پی کارش.

  • یکی از دوستان، بزرگان تعریف می‌کرد از قول یک شخصی، می‌گفت یک فردی بود در جایی این استخاره خیلی چیز می‌کرد، استخاره‌هاش و اینها خیلی قبول بود و نسبت به مطالب و اینها یک قدری روشنایی داشت و اینها. یک شخصی بود در همان مسجدی که نماز می‌خواند این مرتب می‌آمد، این هِی می‌آمد و فرد گرفتاری بود. خیلی گرفتار بود. این مرتب می‌آمد و در مجلس می‌آمد و صف اول می‌آمد و همینطوری، خیلی. یک روز می‌گفت فلانی ـ همان شخص بزرگ رو کرد، گفت ـ برای چی شما اینقدر اینجا می‌آیید؟ برای چی؟ گفت حاج آقا گرفتاری داریم چه داریم. فلان. ایشان فرمودند خُب برو فلان کار را بکن گرفتاریت برطرف می‌شود. رفت فلان کار را [کرد]، می‌‌گفت از وقتی که شروع کردیم یک دفعه دیدیم که اِ، وضع عوض شد، آن کسی که از ما طلب داشت آمد گفت حالا یک خورده بماند، آن کسی که ازش پول می‌خواستیم آمد فردا پول را درِ خانه داد.