توضیح فرمایش امام سجاد علیه السلام «معرفتى یا مولاى دلیلى علیك»
15عرفان میآید این مقابله را بر میدارد، سلوک میآید این مقابله را بر میدارد. همه میشوند یکی، مسلمانش با گبرش با مسیحی با یهودی با همۀ اینها، همه میشوند یکی، یهودی بیا، انانیّتت را نیاور، بیا با ما یکی هستی. انانیّت، خودیّت، غرض، عناد، شخصیّت طلبی، یهودی هستی باش، هر چه میخواهی، نصرانی بیا، انانیّت نداشته باش، در حرفت واینستا، غرض ورزی نکن.حقّ را شنیدی عمل بکن. اهلاً و سهلاً و مرحباً به قول عربها. خوشآمدی. ما آمدیم.
امیرالمؤمنین مگر به آن یهودی نگفت یا أخَ الیهود. ای برادر یهودی! چرا این حرف را زد؟ چون یهودی بیغرض آمد. آمده بود حقّ روشن بشود آمده بود برایش حقّ روشن بشود. آن بالای منبر نتوانست جوابش را بدهد، ابوبکر. آن نتوانست جوابش را بده، آمد پیش امیرالمؤمنین. یا أخَ الیهود برادر یهودی، آمدی حقّ را بفهمی این حقّ است. برادر. دارد میگوید برادر. یا اَخَ الیهود. نصرانی هستی، کمونیست هستی، گبری، بودیسم هستی، در هر فرقهایی هستی، انانیّت [نداشته باش]، انسان که هستی، این میشود توحید. مگر یهودی خدا ندارد؟ فقط ما خدا داریم؟ فقط ما خدا داریم؟
یک نوشتۀ خیلی جالبی از احوالات مولانا اخیراً به دست ما رسید، من مطالعه میکردم یک حکایت خیلی جالبی در آن بود، الآن به ذهنم آمد آن. خُب مولانا که بود؟ مولانا عارف بود. موحّد بود، غرض نداشت. به فکر خود نبود. و به فکر لباس خود نبود. به فکر مکتب خود بود که مکتب، مکتب توحید است. این اخلاق و این رفتار، آنچنان اثر گذاشته بود که تمام قونیّه مرید مولانا شده بودند، تمام قوّنیه. وقتی که مولانا فُوت میکند، جلال الدین، یهودیها میآیند، نصارا میآیند، مسلمانها میآیند، شیعه میآید، سنی میآید، تمام افراد میآیند در تشییع. مسلمانها جلوگیری میکنند از یهود و نصارا و به ضرب و شتم منتهی میشود. آنها میگویند: مولانا مال شما نیست. میگویند مولانا مسلمان است شما برای چی آمدید؟ میگویند مولانا مال شما نیست. شما پیغمبر را در مولانا دیدید ما موسی را در مولانا دیدیم ما عیسی را در مولانا دیدیم. همانطوری که شما تشییع میکنید. ما هم تشییع میکنیم، آن مال شما نیست. آن یک فردی بود مال همه، ببینید! حالا این قسم با مردم بودن خوب است یا یک جور دیگر و یک قسم دیگر؟ یهودی میگوید ما موسی را در مولانا دیدیم، در رفتار مولانا ما او را دیدیم. الآن آمده، ما داریم تشییع موسی را میکنیم. عیسوی میگوید ما عیسی را در او دیدیم. در اخلاقش و در رفتارش.

