قابلیت رسیدن به بالاترین مدارج کمال برای همه انسان ها
10گفتم حالا بیاییم یک قدری بالاتر، گفتم آیا شما حاضری این موقعیت و شخصیت و مسئولیتی که من باب مثال یکی از مراجع دارد، به اصطلاح این دفتر و دستک و بیا و برو و این حساب و کتاب، اسم بردم فرض کنید که آقای فلان، آیا حاضری بدهی این را که داری و الان شما را جبرائیل امین بر آن رتبه بنشاند؟ جا را عوض کند، گفت امکان ندارد. خودش هم وارد است دیگر، خودش هم به خم و چم مسائل اطلاع دارد، گفت نه این را هم نمیدهم، گفتم راست میگویی؟ گفت بله، این را هم نمیدهم. گفتم از این بالاتر فلان شخص که الان به زهد و تقوا و ورع و مکاشفات مثالیه و ارتباطاتی که میگویند و ما اطلاع نداریم و مسائل دیگر که معروف است و مشهور است و بیا و برو دارد و افراد و ....، یعنی حالا یک پله بالاتر، آیا حاضری جایت را با او عوض کنی؟ گفت نخیر این هم حاضر نیستم. گفتم هان! داریم کم کم میرسیم داریم کم کم میرسیم به آن نقطهای که ارزش خودت را بیابی، تو الان داری ..... و راست میگفت اینطور نبود که بخواهد حالا جلوی من ..... یعنی در مقام این بود که خودش را ارزیابی کند و بسنجد و هر جا که میبیند دارد میزند آنجا را بگیرد، گفتم هر جا دیدی شک برایت پیدا شده بگو و برایت خلاصه دارد نقطه .... تا اینجا را گفت نه، نه هیچ کدام را میبینم نفسم نمیپذیرد، به هیچ وجه، رساله و دفتر و توضیح المسائل و نمیدانم چی چی و بیا و برو و وجوهات و چیز و اینها، نه آن را نمیروم، میلیاردها به من بدهند فلان کنند، نه! آنکه از اول میگفت گذاشته بودیم کنار، میگفت نه. خب گفتم پس بنابراین رسیدی به جایی که در آنجا هیچ جاذبهای جز خود خدا در آنجا مطرح نیست، نه پول در آنجا مطرح است نه شخصیت در آنجا مطرح است نه حضرت آیت اللَه، آیت اللَه العظمی و الکبری، هیچ چیز اینجا مطرح نیست، نه جناب رئیس و وکیل و فلان، نه جناب حضرت کذا و مولانا العظیم الاعظم، هیچی هیچی از اینها مطرح نیست نه مکاشفات مطرح است نه ارتباطات مطرح است نه پیشگویی کردنهایی که چه بسا خلاف واقع درمیآید و قلابی تمام میشود، نه اینها مطرح است، هیچ چیزی مطرح نیست و نیست و نیست فقط خودش در آنجا مطرح است رسیدی به اینجا یا نه؟ حالا بفهم کجا آوردنت! حالا بفهم! این را از دست نده.

