اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت تربیت خداوند متعال و اولیاء الهی

14722
سال 1424

کیفیت تربیت خداوند متعال و اولیاء الهی

18
  • لذا این‌که من خدمتتان عرض کردم برای این قضیه‌ی شهرت و این‌ها، در همه چیز همین طور است. این‌جا است که انسان باید به موقعیت خودش برسد و بفهمد خدایی که او را آورده در این جایی که بخواهد مطالب را به او بگوید و فهم او را باز کرده همین، تمام شد، دیگر دنبال چه داری می‌گردی؟ دیگر دنبال چه می‌خواهی بگردی؟ خدا آورد و مطلب را به تو داد حالا باید بگیری و بروی عمل کنی حالا که مطلب باز شد دیگر باید بروی عمل کنی، دیگر تمام شد چیزی دیدی آن خواست، ندیدی او خواست، تمام شد. یعنی مسئله حل شد دیگر. مگر خدا گفته که باید راه می‌آیید ببینید اگر نبینید می‌گوید من قبول ندارم؟ کدام کتابی یک همچنین چیزی نوشته؟ کدام رساله؟ کدام آیه قرآن؟ بنده که ندیدم اگر رفقا دیدند بیایند بگویند. نمازی که می‌خوانی باید دوتا حورالعین جلوی چشمت ببینی، اگر ببینیم دیگر نماز نمی‌توانیم بخوانیم! روزه‌ای که می‌گیری حتما باید ملائکه را ببینی که دست به کمر ایستادند منتظر اوامر و نواهی سرکار! آن‌که دیگر روزه نشد.

  • آن‌جا است که امیرالمؤمنین می‌گوید خدایا من فقط تو را اهل عبادت دیدم و عبادتت کردم نه چشمم به نعمت تو بود و نه خوف از عقاب تو داشتم بلکه دیدم تو اهل عبادت هستی و به من توفیق عبادت دادی و در این‌جا من ایستادم، این است قضیه. رمز و سرّ مسئله این بود که انسان خیال نکند عده‌ای هستند تافته جدا بافته و حساب آن‌ها ....! نه! اگر آن‌ها تافته‌ی جدا بافته‌اند خدا کرده، مای بندگان را هم خدا این‌طور کرده، هم آن هم ما هر دو برای خدا یکسان هستیم، بخواهد ما را مثل آن‌ها می‌کند نخواهد نمی‌کند. آن‌چه که وظیفه ما قرار داده عمل به تکلیف است، والسلام، همین. یعنی غیر از این هیچی نیست. این را ما واجد باشیم از هزار معجزه مسیح این مسئله بالاتر است. این مطلب را بفهمیم. این مسئله را بفهمیم که ما و پیغمبران و اولیاء همه در یک صف هستیم. فقط و فقط باید تکلیف را انجام بدهیم و به وظیفه برسیم، این نکته را دریافتیم، نه مرده زنده کردن به این می‌رسد نه کور شفا دادن به این می‌رسد نه شق القمر به این می‌رسد. اگر الان فرض کنید که من باب مثال یکی از شما در این‌جا یک قدرتی پیدا کردید ماه را دو نصف کردید واقعا ها! یعنی واقعا ماه را دو نصف کردید چه برتری بر ما دارید؟ کردید که کردید چه شد؟ چه برتری دارید؟ چه فضیلتی دارید؟ این فضیلت است؟ به این فضیلت می‌گویند؟ اگر فضیلت است بنده نمی‌خواهم این را، من یکی این را نمی‌خواهم، آن‌که من می‌خواهم همان احساس قرب به او، همین، او قبول کند ما را، او امضا کند کار ما را، امام زمان کار ما را امضا کند، همین، والسلام، هیچی ما دیگر نباید بخواهیم. ما به تکلیف برسیم دیگر خودش می‌داند.