حبّ ریاست و خطرات آن
15وقتی که حضرت صحبت میکند اصلا علی اکبر میگوید آقاجان شما ناراحتی؟ حضرت میفرماید من ناراحت نیستم بالاخره یک حالتی است خب بالاخره حضرت رئیس است بر همهی اینها، ولی است بر همهی اینها، حضرت علی اکبر میگوید وقتی ما بر حق هستیم پس برای چه نگران باشیم؟ یعنی اصلا اینجور مطلب را دریافتند، این جوری دارند با قضیه برخورد میکنند! میگوید وقتی ما حق هستیم هرچه شد، شد. بگیرند بزنند تکه تکه کنند آتش بزنند خاکسترمان کنند دود کنند هر کار میخواهند بکنند! اینها اینطور، آن موقع آنها هِرهِر میخندند عمر سعد شروع میکند مسخره کردن! امام حسین روز عاشورا دارد با اینها حرف میزند آنها سوت میکشند که صدای امام حسین به گوش آنها نرسد! مسخره میکنند سوت میکشند، همین، همین حرف. این از این طرف قضیه را حق میبیند و صلاح اخروی میبیند و خیر دنیا و آخرت دارد میبیند و آن یکی شروع میکند هِرهِر مسخره کردن! عین همین قضیهی ما، من دارم حرف میزنم آن آقا دارد مسخره میکند اینها همه منقل است پای منقل است خب این همان است دیگر، یعنی هیچ تفاوتی مسئله ندارد دیگر، یعنی خدا ....
اینجا است که حضرت سجاد علیه السلام میگوید خدایا تو چه منتی بر من گذاشتی و اگر تو این منت را بر من نمیگذاشتی من چه کار میکردم؟ اگر تو نمیآمدی و این مسائل را برای من روشن نمیکردی من چه خاکی دیگر بر سرم میکردم؟ اگر تو مرا سجاد خلق نمیکردی و عمر سعد درست میکردی، یکی از اینها میکردی آن وقت من دیگر چکار میکردم؟ فیا من ربانی فی الدنیا باحسانه و تفضله، ای کسی که مرا در این دنیا پروراند، انشاءاللَه اگر خدای متعال توفیق عنایت کند در شب آینده راجع به کیفیت تربیت و خصوصیات [ی که] خدای متعال در اینجا به کار میگیرد که شخصی چشمش باز شود و حالش دگرگون بشود و تغییر اساسی در او به وجود بیاید و افکارش و تخیلاتش و تصوراتش به طور کلی زیر و رو بشود انشاءاللَه مطالبی را خدمت رفقا و دوستان عرض میکنم انشاءاللَه.

