اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حبّ ریاست و خطرات آن

14100
سال 1424
نسخه عربی

حبّ ریاست و خطرات آن

14
  • ان‌شاءاللَه در شب بعد، امشب بحث به جای دیگر کشیده شد می‌خواستم راجع به این مسائل یک‌ قدری ان‌شاءاللَه اگر خداوند توفیق بدهد راجع به این قضایا صحبت کنیم. فیا من ربانی فی الدنیا باحسانه و تفضله، کسی که در این‌جا مرا به احسان و تفضل خودش تربیت کرد. این مطالبی که شما رفقا می‌دانید، بدانید کسان دیگر این مطالب را مسخره می‌کنند اصلا، نه این‌که قبول نکنند! مسخره می‌کنند! می‌گویند آقا برو پی کارت! یعنی این‌قدر تفاوت زیاد است! شما این مطالب را حیات می‌دانید اکسیر اعظم می‌دانید بالاترین توفیق الهی و سعادت و فلاح اخروی می‌دانید، یک عده مسخره می‌کنند! آن وقت آیا حالا ارزش این را ندارد [که‌] ما قدر بدانیم؟ اگر ما هم حالا جزو مسخره کنندگان بودیم تکلیف ما چه می‌شد؟ مثل آن‌هایی که، بابا این حرف‌ها چیست؟ جلوی روی خود من مسخره کرد، آقاجان برو پی کارت، همه آن‌ها دکان و دستگاه این حرف‌ها چیه؟ این‌ها چیست؟ مگر این حرف‌ها می‌شود؟ عرفان چه؟ وصل چه؟ حقیقت چه؟ اسماء و ....؟ به من بگو این همه بنگ و چرس و منقل و فلان این حرف‌ها. یعنی فکر همین است، راست می‌گوید بیچاره، این همین را می‌فهمد واقعا همین قدر می‌فهمد همین قدر می‌فهمد، خب حالا آدم به این آدم چه بگوید؟ غیر از این که نگاهش بکند چه بگوید؟ بله آقا همین طور است بنگ است و منقل است اما خودش بلند می‌شود می‌رود منقل، منقل کذایی. یعنی آن آدمی که می‌گوید این‌ها منقل است سر از منقل و وافور و چیزهای دیگر درمی‌آورد التفاوت کردید ...

  • آن وقت شما ببینید چقدر تفاوت است؟ چقدر اختلاف فکر و اختلاف ..... است؟ یک نفر را خدا این‌طور می‌آید هدایت می‌کند. در شب عاشورا عین همین قضیه که دارم به شما می‌گویم عین همین قضیه در شب عاشورا اتفاق افتاد، آه! امشب شب چندم است؟ شب ٢٢ ماه مبارک، همین مطالبی را که الان من به شما عرض کردم این مطالب بین امام حسین و بین اصحابش صحبت شد. همین مطالب، حضرت دارد به آن‌ها می‌گوید فردا شما شهید می‌شوید، آن یکی درمی‌آید می‌گوید الموت احلی من العسل، آن زهیر درمی‌آید می‌گوید اگر ما این‌جا نرویم کجا برویم؟ شما بیرون می‌کنی بگو کجا برویم؟ بگو کجا برویم؟ ما هم چشم، ما حرف شما پسر رسول خدا را گوش می‌دهیم خب معین کن! حضرت ماند، ماند که چه بگوید؟ باشه ما از این‌جا می‌رویم بیرون ولی بگو کجا برویم؟ پیش عمر سعد برویم؟ یزید میمون باز عرق خور نمی‌دانم فاحشه باز بلند شویم برویم؟ کجا برویم خب بگو؟ حضرت دید نه خب حرف ایشان منطقی است، هان؟ آن یکی حضرت ابوالفضل دارد چه می‌گوید؟ آن یکی علی اکبر؟ آن یکی اصحاب؟ نمی‌دانم بریر زهیر نمی‌دانم حبیب مسلم هر کدام این‌ها، اصلا حقیقت و واقعیت را .....