شهرت ومعروفیت و رابطه آن با جایگاه شخص
10این افرادی که در این مرتبه هستند در روز قیامت هم [در] همین مرتبه هستند لذا حسرت نمیخورند، اصلا بالایی را نمی [بیند تا حسرت بخورد] حسرت آن کسی میخورد که بالا را ببینید و ببینید که دیگر دستش نمیرسد، آن در روز قیامت میآید و میگوید «يا حَسْرَتَنا عَلى ما فَرَّطْنا فِيها الأنعام، ٣١» ای وای بر آن چه که ما در کنار خدا و در جنب خدا و در مرآی و منظر خدا، ما آمدیم تفریط کردیم کم گذاشتیم این نسبت به علوم است، نسبت به سایر مسائل هم همین طور، نسبت به کارها همین طور است نسبت به رفتار همین طور است نسبت به هر چه، حالا ما یک قسمت از آن را مطرح کردیم
لذا ایشان میفرمودند ما آمدیم و این راه را اختیار کردیم، به من فرمودند آن شب، بعد به من این را فرمودند فلانی! از عمر خودت آن چنان بهره بگیر که در هنگام مرگ تأسف از دست دادن عمرت را نداشته باشی، این حرف عجیب در ما رفت! عجیب بود این حرف! روزها من راجع به این فکر میکردم، به همان فکر ناقص خودمان و فکر آن زمان خودمان، دیدم واقعا این حرف عجیب، حرف پرمغزی است و حرف تعیین کنندهای است کلمهای است که سرنوشت [انسان را تعیین میکند.] هر چه به نظرم رسید در این دنیا دست به چه کاری بزنم؟ دیدم همهی آنها پوچ و همهی آنها اتلاف وقت و همهی آنها گردو بازی! گردو بازی است.
فقط و فقط متوجه شدم که آن چه که برای دنیا و آخرت و برای سعادت من [مفید] است وارد شدن درعلوم اهل بیت و کسب معارفی است که امام صادق علیه السلام میفرمایند ای کاش اصحاب خودم را با تازیانه میزدم تا این که بیایند و این علوم و معارف را از ما بگیرند1 فقط همین است. آن هم چه؟ علوم و معارفی که انسان از امام صادق بگیرد و در همان مسیر حرکت کند نه تخیلات نه بافتنیها نه سرهم کردنها! نه! اگر امام صادق تشریف بیاورد در این جا، ما بگوییم آقا این معنایی که فهمیدم از مطلب، از روایت شما است چیزی در آن داخل نکردیم، از خودمان داخل نکردیم، این جور. آن طور آن وقت انسان مورد عنایت و لطف بزرگان قرار میگیرد اما اگر همین را بیاید قاطی بکند خیلی بدتر از این است که بیاید عمرش را به مسائل دیگر بگذارند، خیلی خطرناکتر و خیلی بدتر
- الكافى، ج ١، ص ٣١: عن أبى عبدالله عليه السلام: لَوَدَدتُ أن اصحابى ضُرِبَت رئوسهم بالسياط حتى يَتَفَقَّهُوا.

