اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اعتباری بودن دنیا و مسائل آن

14335
سال 1424
نسخه عربی

اعتباری بودن دنیا و مسائل آن

9
  • یکی از دوستان می‌گفت این جا حضور ندارد ایشان می‌گفت ما به یک مناسبتی در یکی از این مجالسی که نماینده تعیین می‌کنند از همین مجالس نمایندگی و از این حرفها، ما رفته بودیم نمی‌دانم روز اولی بود یا روز آخری بود که آن نماینده‌های قدیم بروند به جای آنها نماینده‌های جدید بیاید، اینها بیایند. می‌گفت آقا تماشایی بود آنهایی که پستشان را از دست داده بودند چه حالی داشتند؟ اینهایی که‌ می‌خواستند بیایند جای آنها بنشینندچه حالی داشتند؟ می‌گفت فقط به درد شما می‌خورد وایستی تماشا کنی سیر کنی! آنهایی که می‌خواستند پستشان را از دست بدهند سرشان رفته بود پایین نه حال جواب دادن! سلام علیکم آقاجان! حال شما خوب است؟ خداحافظ شما! در ماشین را باز کنند و بگذارند [بروند.] آنهایی که جدید می‌خواستند بیایند، شش نفر از این طرف بیا و از آن طرف بیا و در را برای آقا باز کن و نمی‌دانم چکار کن! ایشان می‌خواهند بیاید جدید و چکار کنند سلام علیکم یک سلامی‌که آن عین را از ته حلق که هیچی از آن پایین‌تر! حال و احوالی خیلی حال و احوال‌هایی همچنین شیرین و روغن و پیازداغ آن یکی ببند به آقا، و آن یکی ببند به آقا توپ شده به اندازه فیلی که بادش کردند! این چیزهایی که می‌کردند هوا، سابق می‌کردند هوا! بابا تو که نمی‌توانی روی صندلی جا بگیری یکخورده بیا کوچک شو آن فیل به درد بالا می‌خورد تو نمی‌توانی وارد بشوی اما عجیب است که وارد می‌شوند، در هم باید بالاخره این طور وارد بشوند! چرا از این درها می‌شود وارد شد! اینها با این وضعیت و با این ها می‌خواهند بیایند برای خدا کار کنند؟ هان؟ این است مسئله؟ خب نتیجه آن همین است که خودتان دارید می‌بیند چه پیش می‌آید، آن چه که عیان است چه حاجت به بیان است، همین است دیگر.

  • بگیر و ببند و گرز و چماق و دیلم و بیل که اما آنهایی که زرنگ هستند آنها چکار می‌کنند؟ بلند می‌شوند فرار می‌کنند به کوه قاف! به کوف قاف فرار می‌کنند یکی از این آقایان بود این در این انتخاباتی که شده بود ایشان در یکی از شهرستانها است من هر وقت ایشان را می‌بینم از دور، یاد این کارش می‌افتم جالب است واقعاً عجیب است واقعا یک سال نماینده شد سال دوم در انتخاب اول نشد یعنی دو انتخابه بود دیگر، نوشته بودند حجی الاسلام آقای فلان، بنده خدا با حجی الاسلام رأی نیاورد! گفت چکار کنیم چکار نکنیم؟ در انتخاب دوم یک دکتر این قدری [ (بزرگ)] قبل از حجی الاسلام آورد بعد حجی الاسلامِ ریز، من خودم در آن موقع در آن شهرستان بودم وقتی که این قضایا بود، دکتر حجه الاسلام آقای کذا، باز هم بیچاره نیاورد این دکتر کذا باز هم برایش شانس نیاورد، خلاصه اقبال به او پشت کرده بود آخر آدم عاقل که بلند نمی‌شود بیاید این کارها را انجام بدهد! مگر انسان بیکار است؟ مگر بیکار است انسان بلند شود بیاید این مسائل را و به این کیفیت این طور کند؟ آقاجان اگر به تکلیفت عمل می‌کنی شدی شدی نشدی نشدی اگر به تکلیفت عمل نمی‌کنی بلند شو برو خودت را درست کن خدا که این بازیها را ندارد در دستگاه خدا که بازی نیست در دستگاه خدا حق است و از حق نمی‌شود تعدی کرد غبطه ندارد این حرفها.