اعتباری بودن دنیا و مسائل آن
11معروف و مشهور شدن خارج از تکلیف و خارج از عمل به تکلیف، یک وقتی انسان میخواهد به تکلیف عمل کند طبعا کسی که این کار را انجام میدهد خب این صوری ممکن است پیدا بکند صورتهای متعددی پیدا بکند بعضیها خوششان بیاید طبعا انسان را به نیکی یاد میکنند بعضیها بدشان میآید به بدی یاد میکنند انسان باید به تکلیف عمل کند
در همین کتابهایی که مرحوم آقا نوشتند، در همین کتابها، جدا عرض میکنم! آن کسی که باید مرحوم آقا به من بارها میفرموند آن کسی که باید بفهمد میفهمد آن کسی که نباید بفهمد نمیفهمد یک کتاب ایشان دارند به نام معادشناسی که ده جلد است این کتاب واقعا کتاب مفیدی است و معارف بسیار بالایی در این کتاب است خیلی عجیب است واقعا اعتباریت دنیا را در این کتاب ترسیم کردند حقایقی که پشت پرده است همه را ترسیم کردند من در جایی بودم یکی از آقایانی که فعلا از دنیا رفته از معاریف طهران، چند نفر در آن جا بودند این کتاب مطرح شد یکی از ایشان سوال کرد آقا نظر شما راجع به این کتاب چیست؟ با یک بیان مسخره و استهزاء چی آقا؟ این کتاب؟ این مطالب همه جا نوشته شده است همه جا نوشته شده است این مطالب چیز جدیدی ندارد که من آن جا، همان جا، میخواستم باز کنم بگویم آقا یک صفحه از آن را بخوان برای من معنا کن التفات میکنید! در حالی که همان کتاب کسی که بخواند امکان ندارد متحول نشود همین کتاب معادشناسی! ببینید. این چه عاملی است که باعث میشود این گونه راجع به مسئله قضاوت بشود؟ این چه عاملی است؟ آخر چیست؟ بنشیند انسان فکر کند که چطور فرض کنید که یک مسئله به این نحوه درمیآید و یا به آن کیفیت درمیآید یکی میآید آن جور یکی میآید این جور.
کسی که خارج از تکلیفش میخواهد مشخص و معروف بشود آیا این معروفیت صحیح است یا صحیح نیست؟ صحیح است یا صحیح نیست؟ هی انسان بخواهد از خودش تبلیغ کند یک مرتبه شما دیدید مرحوم آقا راجع به این کتابها از خودشان تبلیغ کرد [ه باشند؟] اقا این کتاب مرا ببرید در روزنامهها پخش کنید آقا این کتاب را ببرید این طرف و آن طرف همه بدانند، آقا اینها را ببرید چکار ....! یک مرتبه واقعا کسی اینها را از مرحوم آقا شنید؟ نه! نشنید بلکه خلافش حتی بود، مواردی بود چون من اطلاع دارم در ارتباط با مرحوم آقا که ایشان نمیخواستند از این طریق و از این کیفیت پخش شود. عبارت ایشان این بود مطالب را ما مینویسم آن کسی که باید استفاده کند خدا راه را قرار میدهد بیاید استفاده کند، آن کسی هم که نخواهد استفاده کند از همان وقتی که کتاب را باز کند میخواهد اشکال دربیاورد. ایشان یک کتابی نوشتند به نام وظیفهی فرد مسلمان در حکومت اسلامی البته چند تا سخنرانی ایشان بود که بعد به صورت کتاب درآمد، مشخص هم هست آن متن کتاب، متن تألیفی نیست همان چه که از نوار پیاده شده تغییرات مختصری در آن داده شده است. و ایشان آن حقیقت اسلام و حکومت اسلامیو نیاز اسلام به حکومت ونیاز حکومت به اسلام را در این جا بیان کردند و مطالبی که در ارتباط با خودشان در قضایای انقلاب این مطالب پیش آمده بود

