اعتباری بودن دنیا و مسائل آن
10حال به مطلب جدید در این جا ما میرسیم و او این است که آیا هر بالا رفتنی هم به صلاح است یا نه؟ حضرت سجاد در اینجا میفرماید این مسئله را که من عرض کردم مقدمهی برای این مسئلهی جدید بود. حضرت سجاد میفرماید خدایا تو مرا معروف کردی، در بین مردم به نیکی از من یاد میکنند به خوبی از من یاد میکنند خب این کار کار تو بود من هم نباید به خود بیگرم حواسم هم باید جمع باشد اگر حواسم جمع نباشد یک پس گردنی از آنها میخورم که میروم ته درّه! از آنها! اگر خیال کنم خلاصه این قضیه به دست من بود و این چیز بود چنان میزنند در سر انسان که معلوم نباشد از کجا سر در بیاورد؟ باید مواظب باشی این که الان معروف شدی خیال نکن از پیش خودت بوده این که الان تو را به خوبی یاد میکنند خیال نکن این مسئله به تو ارتباطی دارد خیال نکن خلاصه این قضیه تو در آن دخالت داشتی و به تو مربوط است، نه آقاجان! دری به تختهای خورده شما معروف شدید جهتی از جهات پیش آمده بعضیها شما را به خوبی یاد میکنند مسئله این طور نیست اما این که انسان حالا خودش بخواهد برود دنبال قضیه و معروف بشود این خطر خطر بزرگی است
حضرت نمیفرماید ما برویم دنبال قضیه، میفرماید «نوهت باسمی کبیرا» تو اسم مرا بلند گردانیدی من خودم نخواستم من خودم این کار را نکردم تو این کار را کردی خب این کار به عهدهی تو است خودت میدانی که با بندگانت چه کنی با افراد چطور برخورد کنی یکی را بالا میبری یکی را پایین میبری یکی را عزت میبخشی دیگری را بدون عزت قرار میدهی یکی را معروف میکنی. یک وقتی خود ما میخواهیم برویم دنبالش، خود ما میخواهیم معروف بشویم خود ما میخواهیم مشهور بشویم این جا خطر است مهلکه در این جا است

