دین اسلام، دین رأفت و رحمت
12[انسان] هر وقت به افراد نگاه میکند از اول به دنبال نقاط ضعف آنها نرود. وقتی یک کسی کتابی به دستش میآید [نرود به دنبال اشکالات آن بگردد]. فرض کنید یک کتابی الآن من باب مثال از یزید بن معاویه به دست ما برسد، آنکه بلد نبود چه بگوید. البته در بلاغت و در شعر انصافاً شعرهای بلیغی میگفتهها! یک کتابی فرض کنید از ابابکر به ما بدهند، حالا در همان وهله اول که داریم نگاه میکنیم، از همان اوّل که کتاب را باز میکنیم میخواهیم از همان خط اول تا آن خط آخرش، همهاش خلاف باشد و باطل باشد و اباطیل باشد.
امّا من میگویم نه! حتی کتاب او را هم که انسان میخواهد بخواند نباید به این دید بخواند که از اوّل تا آخرش باطل است. نه! شاید یک مطلب درست هم در آن باشد. شاید یک مطلب حقّی هم در آن نوشته شده باشد، یعنی دیدگاه و پیش فرض نباید تعیینکننده برای ما باشد. پیش فرض باید فقط حق باشد ولو یک کلمهاش حق باشد. همان یک کلمه حق است و بقیه باطل. ولو دو کلمهاش حق است، همان حق است و بقیه باطل.
بعضی از افراد هستند از اول با شخصیت یک فرد، منفی برخورد میکنند، یعنی منفیبافند، شخصیت منفی دارند، شخصیت مثبتی ندارند، مقاله را که میخواند از اوّل به دنبال پیدا کردن ایراد هستند. کتاب یکی را که میخواند از اول میخواهد ببیند از کجای آن میشود ایراد گرفت.
صحبتهای یک نفر را گوش میدهد از اولش گوشش به این است که کجای آن اشتباه است؟ این شخص دیگر چیزی نمیفهمد، دیگر چیزی احساس نمیکند. کسی که از اول فهمش را بر تنقید برده است دیگر نمیفهمد الآن کجایش اشتباه است.
انسان باید خود را از تعصب، آزاد کند حتی تعصب به مثبت و حتی تعصب به منفی، از هر دو آزاد کند، تا بتواند همیشه به حق برسد. صفت پروردگار، صفت ستارالعیوبی هست. خدای متعال همیشه میآید خوبی را فاش میکند، نه بدی را، لذا این همه ما داریم که غیبت نکنید، تهمت نزنید، اگر بدی از یک شخصی دیدید نگوئید و در صورت امکان حمل به صحت کنید. اینها همه دستورات سلوکی استها! اینها هم دستورات سلوکی است.

