دین اسلام، دین رأفت و رحمت
11خداوند عیبها و زشتیها را پوشانده است، نقائص را مخفی کرده است. فقط صورتِ ظاهر و زیبایی از انسان پیش افراد ترسیم کرده؛ در حالی که اگر افراد پی ببرند که چه در غرائز ما و چه در صفات ما موجود است و ما در چه مسائلی درگیر هستیم اصلًا کسی پشت سر انسان نماز هم نمیخوانند، اصلًا کسی نمیآید نگاهی هم بکند. مطالبی را که عرض میکنم این مطالب واقعیت دارد.
واقعاً من گاهی از اوقات وقتی به خودم فکر میکنم، میبینیم غیر از اینکه خدای متعال در اینجا خواسته یک جریانی همینطور بماند و یک وسیله و بهانهای مثل هزاران وسیله و بهانه دیگر، هیچ عامل و علتی برای اینکه موجبِ ابراز لطف و محبت دوستان واقع بشوم ندارم، اصلًا و ابداً. بله یک انتسابی و آن انتساب یک مسألهای است که دست خودمان هم نیست. امّا صَرف نظر از این جهت، چه جهتی و چه عاملی ممکن است باشد؟ خیلی باید مواظب بود، خیلی باید مراقب بود، خیلی باید مسأله را حساس دید. خدای نکرده خدای نکرده، مبادا ما بیائیم و این مطلب را از خود ببینیم و به خود نسبت بدهیم. اگر قرار باشد بر اینکه انسان از خود ببیند خدا هم میآید و در بزنگاه میزند. میآید و آن حقیقت را روشن میکند که انسان و همه افرادی که در اطراف او هستند، متوجه میشوند.
نه آقا این حرفها نبوده است. این صفت ستاریت پروردگار است. و خدای متعال ستارالعیوب است و با صفت ستاریتش برخورد میکند.
ائمه علیه السّلام همیشه پروردگار را با این صفت میستودند و پروردگار را با فضل خود، نه با عدل خود میخواندند.
خدایا ستاریت خودت را شامل حال ما بکن. خدایا غفرانت را، خدایا رحمتت را، خدای جمالت را، خدایا با قهر با ما برخورد نکن، خدایا ...، همهاش طلب رأفت و عطوفت و ستاریت و غفاریت است و چقدر خوب است که انسان این حالت را در وجود خودش ملکه کند.

