
نظرلطف و رحمت پروردگار متعال نسبت به همه بندگان
نقد وابستگیهای دنیوی و تفرقهمحور
تبیین عمق ربوبیت الهی و نقش آن در تربیت انسان موضوعی است که حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با استفاده از بخشی از دعای ابوحمزه ثمالی که امام سجاد علیه السلام در آن میفرماید: «و أنت المنان بالعطيّات علي اهل مملكتك و العائد عليهم بتحنّن رأفتك إلهي ربيّتني في نعمك و إحسانك صغيراً و نوَهت باسمي كبيرا»، آن را مورد تأکید قرار میدهند. ایشان با انتقاد از گرایش مردم به ارباب متفرقون، یعنی قدرتهای پراکنده و وابستگیهای مصلحتمحور، انسان را به توحید ربوبی فرا میخوانند. بیان حکایاتی عبرتآموز از بزرگان، نقد عشق به شهرت و ظاهرگرایی، و تأکید بر حضور خدا در تمام مراتب زندگی از جمله نکات برجسته این سخنرانی است.
نظرلطف و رحمت پروردگار متعال نسبت به همه بندگان
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللَه عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
و اَنتَ المَنّانُ بِالعَطِیّاتِ عَلی اَهلِ مَملَکتِک و العآئِدُ عَلَیهِم بِستَحَنُّنِ رَأفَتِکَ اِلهی رَبَّیتَنی فی نِعمَکَ وَ اِحسانِکَ صَغیراً وَ نَوَّهتَ بِاسمی کَبیراً.
خدایا مرا پروراندی در نعمتها و احسان خودت در صِغرِ سن و نام و آوازۀ مرا بلند گردانیدی در کِبَرِ سن.
حضرت در این فقره به ظهور اسماء و صفات جمالیۀ پروردگار اشاره دارد. یکی از اسماء پروردگار اسم رَبّ است. رَبّ یعنی پرورشدهنده و تربیت کننده.
أَ أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اَللّٰهُ اَلْوٰاحِدُ اَلْقَهّٰارُ ﴿یوسف، ٣٩﴾ در آیۀ شریفه اشاره به ارباب پراکنده میکند. کسانی که ما آنها را رب خود مینامیم و رب خود قلمداد میکنیم. رئیس قوم را رب خود قلمداد میکنیم. معلم را رب قلمداد میکنیم. صاحب البیت را رب قلمداد میکنیم. مواجبدهنده را رب تلقّی میکنیم. خدای متعال در این آیه میفرماید: آیا پرورشدهندگانِ متفرق و پراکنده که هر کدام در عالم و وادی هواهای خود متشتت و متفرق و غوطهورند اینها بهترند؟ و تمسک به اینها سزاوارتر است؟ یا انسان به پروردگار واحد اَحَدِ صمد که شریک و انبازی ندارد و هیچ مانندی ندارد، به او تمسک کند؟ کدام بهتر است؟ آیا انسان در این دنیا دست بیاندازد و به افراد مختلف مراجعه کند و تکیه و پناه خود را از این ارباب متفرقون قرار بدهد؟ یکی ربش قاضی محکمه است. پشت آن به قاضی گرم است، من قاضی دارم. فلان قاضی رفیق من است، کسی نمیتواند خلاصه بر ما حکومتی کند و هر کاری که ما کردیم ممضی است و مقابلی برای خود نمیبینیم. یکی پشت آن به وزیر گرم است، فلان وزیر قوم و خویش ماست، از دوستان ماست رفیق ماست، تا او هست دیگر چه باکی از حوادث و از مسائلی که پیش میآید. یکی پشت آن به مدیر گرم است. یکی پشت آن به وکیل گرم است. اما غافل از اینکه تمام اینها ارباب متفرقونند. یعنی در حال تفرقه هستند.
