
نظرلطف و رحمت پروردگار متعال نسبت به همه بندگان
نقد وابستگیهای دنیوی و تفرقهمحور
تبیین عمق ربوبیت الهی و نقش آن در تربیت انسان موضوعی است که حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با استفاده از بخشی از دعای ابوحمزه ثمالی که امام سجاد علیه السلام در آن میفرماید: «و أنت المنان بالعطيّات علي اهل مملكتك و العائد عليهم بتحنّن رأفتك إلهي ربيّتني في نعمك و إحسانك صغيراً و نوَهت باسمي كبيرا»، آن را مورد تأکید قرار میدهند. ایشان با انتقاد از گرایش مردم به ارباب متفرقون، یعنی قدرتهای پراکنده و وابستگیهای مصلحتمحور، انسان را به توحید ربوبی فرا میخوانند. بیان حکایاتی عبرتآموز از بزرگان، نقد عشق به شهرت و ظاهرگرایی، و تأکید بر حضور خدا در تمام مراتب زندگی از جمله نکات برجسته این سخنرانی است.
نظرلطف و رحمت پروردگار متعال نسبت به همه بندگان
توضیحات:
تبیین عمق ربوبیت الهی و نقش آن در تربیت انسان موضوعی است که حضرت آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه) با استفاده از بخشی از دعای ابوحمزه ثمالی که امام سجاد علیه السلام در آن میفرماید: «و أنت المنان بالعطيّات علي اهل مملكتك و العائد عليهم بتحنّن رأفتك إلهي ربيّتني في نعمك و إحسانك صغيراً و نوَهت باسمي كبيرا»، آن را مورد تأکید قرار میدهند. ایشان با انتقاد از گرایش مردم به ارباب متفرقون، یعنی قدرتهای پراکنده و وابستگیهای مصلحتمحور، انسان را به توحید ربوبی فرا میخوانند. بیان حکایاتی عبرتآموز از بزرگان، نقد عشق به شهرت و ظاهرگرایی، و تأکید بر حضور خدا در تمام مراتب زندگی از جمله نکات برجسته این سخنرانی است.
نظرلطف و رحمت پروردگار متعال نسبت به همه بندگان
6اینها در وجود آنها تفرقه است. در وجود اینها تشتت است ارتباطاتِ با هم را، بر اساس منافع متقابل قرار میدهند. ارتباطاتِ با یکدیگر را، بر اساس مصالحِ متقابل قرار میدهند. به خود آن شئ نگاه نمیکنند، به خود آن شئ و شخص فکر نمیکنند. اگر این یک شخصی باشد و از نظر دنیوی مصلحتی برای اینها نداشته باشد، اصلاً اعتنا نمیکنند، اصلاً اعتنا نمیکنند.
یکی میگفت من در زمان گذشته، خیلی زمان سابق رفته بودم دیدن یک شخصی، بروم برای دیدن، سؤال داشتم. در زدم رفتم داخل گفتند که آقا مریضند. گفتم که یک چند سؤال دارم اگر ممکن است بنویسم بدهم. سؤالی بود مربوط به بعضی از اشکالاتی که در بعضی روایاتی بود که مورد بحث بود. گفتند که نه ایشان مریضاند و راه نمیدهند کسی را، فلان. من در همان بیرونی نشسته بودم یک مرتبه در زدند، دو نفر از تجّار بازار طهران آمدند برای دیدن ایشان و طبعاً هم بله! تا نشستند یک مرتبه راهنمایی کردند، هنوز دو دقیقه نگذشته بود یک چایی و فرض کنید یک آب نباتی و چی چی و فلان و بله بفرمائید، بفرمائید داخل! آقا منتظر زیارت شما هستند. ءَاربابٌ متفرقونَ خیرٌ ام اللَه الواحدُ القهار؟ همه جا همین است. همه جا همین نکته است. فقط در جایی که در آنجا نور معرفت و نور توحید حاکم است در آنجا مسأله فرق میکند.
آنجا بر اساس تکلیف و بر اساس ارزشِ خودِ آن موقعیّت تصمیم گرفته میشود. اگر قرار باشد وقت داده میشود، هر کسی میخواهد باشد، قرار نباشد وقت داده نمیشود، هر کس میخواهد باشد. هر کسی میخواهد باشد. هیچ تفاوتی نمیکند. هیچ فرقی نمیکند. آنجا نظر به واقع است نه نظر به اعتبارات. و دید، دید واقع است نه دید اعتباری، چون این شخص الآن مفید است، این نمیتواند معیار باشد برای انتخاب، و نمیتواند دلیل باشد برای اختیارِ مورد و اختیارِ آن فعل، آنجا حقّ حاکم است و در آنجا جنبۀ وحدت حاکم است.
