جایگاه و ارزش مطالب و مجالس اولیای الهی
11منظور من از احتیاج، یعنی احتیاجِ ظاهر؛ یعنی در این موقعیّت، شما رفقا و طُلاب هستید که انشاءاللَه میتوانید به حول و قوّۀ خدا و به توفیق از جانب امام علیه السّلام، آنچه را که مورد نظر حضرت است را بیان کنید؛ نه چیز دیگری را، نه سلیقه و تفکّر دیگری را، نه اَشکال و چیزهای مندرآوردیِ دیگری را! چون مقتدای شما، مرحوم آقا، فقط روی این مسئله پافشاری میکرد و روی این قضیّه انگشت میگذاشت و بَس! و فکرش جای دیگر نرفت و گفت ما فقط از یک نفر حرف میشنویم و بَس! آن هم از امام صادق، آن هم از امام زمان! هیچ چیز دیگری برای ما مطرح نیست، هرچه میخواهد باشد.
شما دنبال این مکتب هستید؛ لذا خیلی باید قدر خودتان را بدانید! این مسئله آسان بهدست شما نیامده است. خوندلها خورده شده تا این قضیّه به اینجا رسیده است بزرگان به مرضها افتادند تا این مطلب به دست شما رسیده است بزرگان به بیمارستانها کشیده شدهاند، در بستر بیماریها افتادهاند و با انواع ناراحتیها و ابتلائات دستوپنجه نرم کردهاند تا اینکه این مطلب الآن بهدست من و شما افتاده است!
جایگاه و ارزش مکتب علامه طهرانی
شما بروید و ببینید دیگر! کسی جلوی شما را که نگرفته است؛ آیا بنده گفتهام اینجا بیایید؟! یا اینکه شما بنده را مجبور کردهاید؟! در این قضیّه من و شما یکسان هستیم و هیچ تفاوتی و فرقی نمیکند. منتها شما بهواسطۀ محبّت و لطفی که دارید ما را در اینجا مینشانید و میگویید آقا حرف بزنید! ما میگوییم چشم و حرف میزنیم؛ از آنچه را که شنیدیم، دیدیم و تجربه کردیم برای دوستان بیان میکنیم و الاّ همه یکی هستیم و فرقی نمیکند؛ بنده هم مثل شما هستم، همین حرف را هم شما به من بزنید! چه تفاوتی میکند؟!
ما رفتهایم [و همهجا را] گشتهایم. خیال نکنید من که الآن با شما صحبت میکنم فقط مرحوم پدرم را دیدم! نه، ما از آن بچههای چموشی بودیم که به این زودی تسلیم نمیشدیم! یکوقت شما تصور نکنید چون حالا ایشان پدر ما بودند و انتساب [به او روی من تاثیرگذار بود.] -دأب هم همین است؛ علیکلحال بچههای هر پدری هم طبعاً باید به همان کیفیت [باشند!]ـ نهخیر، بنده اینطور نبودم.

